آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٤٦٢ - اول - دفع امراض كه خود شامل دعاهايى است
در مدينه مرض شديدى مرا فرا گرفت اين خبر كه به حضرت صادق- ٧- رسيد برايم نوشت:
٧٠٢- «قد بلغنى علّتك فاشتر صاعا من برّ ثمّ استلق على قفاك و انثره على صدرك كيف ما انتشر و قل:»
. يعنى: «مرض تو به من رسيده است، يك صاع[١] گندم خريدارى كن و بر پشت بخواب و آن گندمها را بر سينهات بريز- هر طور ريخته شود- آنگاه بگو:».
«اللّهمّ انّى اسألك باسمك الّذى اذا سألك به المضطرّ كشفت ما به من ضرّ، و مكّنت له في الارض، و جعلته خليفتك على خلقك، ان تصلّى على محمّد و اهل بيته، و ان تعافينى من علّتى»
. يعنى: «بار خدايا! از تو درخواست مىكنم و تو را سوگند مىدهم به آن نامت كه اگر انسان مضطرّى تو را بدان بخواند، ضرر را از او دفع مىنمايى و بر زمين، جايگاه مناسبى به او مىدهى و جانشين خود در زمينش مىنمايى، بر محمد و خاندانش درود بفرست و مرا از مرضم عافيت ببخشاى».
«ثمّ استو جالسا و اجمع البرّ من حولك و قل مثل ذلك و اقسمه مدّا مدّا لكلّ مسكين و قل مثل ذلك».
يعنى: «آنگاه بنشين و گندمها را از اطراف خود جمع نما و همان را دوباره بگو، بعد آن را ده سير ده سير تقسيم كن و به هر مسكينى بده و همان دعا را مجدّدا بگو».
داود گويد: من اين را گفتم، گويا از عقال[٢] رهايى يافتم و افراد ديگر نيز آن را گفتند و از آن بهره بردند.
ج- (دعاى ذيل:)
[١] - تقريبا برابر با يك من تبريز است.
[٢] -« عقال» ريسمانى است كه با آن ساعد شتر را مىبندند.