آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٤٥٩ - فصل دعاهاى مختص به اوقات مخصوص
خارج شد، هر مويى از موهاى بدنش، نورى مىدهد، هفتاد هزار ملك در مقابل و سمت راست و سمت چپش به حركت مىآيند تا او را به درب بهشت برسانند و وقتى وارد بهشت شد، آنان همه پشت سرش رفته او در جلوشان قرار مىگيرد تا به شهرى مىرسند كه ظاهرش ياقوت سرخ است و باطنش زبرجد سبز، در اين شهر هر آنچه كه خداوند عزيز و جليل در بهشت خلق فرموده، وجود دارد، وقتى بدان رسيدند مىگويند:
اى ولى خدا! آيا مىدانى اين شهر با محتوياتش چيست؟ مىگويد: خير، شما كيستيد؟ مىگويند: ما فرشتگانى هستيم كه در دنيا روزى كه خداوند عزيز و جليل را تهليل مىكردى شاهد تو بوديم، اين شهر با محتوياتش، ثواب تو خواهد بود و تو را بشارت نيز بدهيم به برتر از اين و آن ثواب خداوند عزيز و جليل است، هنگامى كه ببينى آنچه را كه خداوند در خانه خودش- كه دار السّلام است- برايت در جوارش فراهم كرده، عطايى الهى كه هرگز قطع نخواهد گرديد».
«خليل» گويد: پس هر قدر مىتوانيد بيشتر بگوييد تا ثوابتان زياد گردد.
١٠- روايت شده است كه روزى به «ابن درداء» گفته شد خانهات آتش گرفت.
گفت: آتش نگرفت.
مخبر ديگرى آمد و گفت: خانهات آتش گرفت.
گفت: آتش نگرفت.
فرد سومى آمد و باز اين جواب را از او شنيد. بعد روشن شد كه هر چه دور و بر خانه او بوده آتش گرفته بجز خانه ابن درداء، به او گفتند: از كجا اين را فهميدى؟
گفت: شنيدم پيامبر اكرم- ٦- مىفرمود:
٧٠٠- «من قال هذه الكلمات صبيحة يومه لم يصبه سوء فيه، و من قالها في مساء ليلته لم يصبه سوء فيها و قد قلتها و هى هذه:
اللّهمّ انت ربّى لا اله الّا انت، عليك توكّلت و انت ربّ العرش العظيم، و لا