آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٤٢٦ - فصل استحباب ذكر در هر وقت
«و ما احبّ اللَّه قوما الّا ابتلاهم».
يعنى: «هيچ قومى را خداوند متعال دوست ندارد مگر آنكه آنها را به بلا مبتلا مىنمايد».
«و انّ عظيم الاجر لمع عظيم البلاء».
يعنى: «همانا پاداش بزرگ، با بلاى بزرگ همراه است».
«و انّ اللَّه يقول: انّ من عبادى المؤمنين لمن لا يصلح لهم امر دينهم الّا بالغنى و الصّحّة في البدن فابلوهم به، و انّ من العباد لمن لا يصلح لهم امر دينهم الّا بالفاقة و المسكنة و السّقم في ابدانهم فابلوهم فيه فيصلح لهم امر دينهم».
يعنى: «خداوند متعال مىفرمايد: برخى از بندگان من دينشان پايدار نمىماند مگر آنكه غنى و تندرست باشند، من هم از اين راه، آنان را مىآزمايم در مقابل برخى از بندگانم، دينشان پايدار نمىماند مگر آنكه فقير و مسكين و داراى بدنى مريض باشند، اينان را هم از اين راه آزمايش مىنمايم، در نتيجه دينشان برايشان برقرار مىماند».
«و انّ اللَّه اخذ ميثاق المؤمن ان لا يصدّق في مقالته و لا ينتصر من عدوّه»
. يعنى: «خداوند سبحان از مؤمن عهد گرفت كه سخنش تصديق نشود و از دشمنش انتقام نگيرد».
«و انّ اللَّه اذا احبّ عبدا غتّه بالبلاء، فاذا دعا قال له: لبّيك عبدى انّى على ما سألت لقادر، و انّ ما ادّخرت لك فهو خير لك».
يعنى: «هر گاه خداوند متعال بندهاى را دوست بدارد، او را در بلا غوطهور مىسازد كه وقتى دعا كرد مىگويد: لبيك اى بندهام! من بر درخواست تو قدرت دارم اما آنچه برايت ذخيره ساختهام بهتر است».
«و انّ حواريّى عيسى شكوا اليه ما يلقون من النّاس فقال: انّ المؤمنين لا يزالون في الدّنيا منغصّين
». يعنى: «حواريين حضرت عيسى- ٧- در مورد آزارهايى كه از