آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٣٦٣ - سوم
او عمل را رها مىكند تا مردم مذمتش نكنند، او مانند كسى است كه به دنبال انجام خيرات مىرود تا مردم نگويند تنبل و بيكار است.
اين سخن مردم (كه او را رياكار مىپندارند) چه ضررى براى او دارد؟ بلكه اين گونه حرفها ثوابش را بالاتر مىبرد، در نتيجه مانند افرادى مىشود كه عمل را مخفيانه و پنهانى انجام مىدهند، بلكه اگر به اين درجه رسيد كه مردم او را در اين عمل به رياكارى متهم مىكنند و او را داراى كار خير نمىدانند و حتى كارش را خرد و پست مىپندارند، در اين صورت، جزء افرادى مىگردد كه در ميان مردم، مجهول و ناشناختهاند و در آسمان معروف و شناخته شده، در نتيجه توصيف حضرت، نصيبش مىگردد كه فرمود:
٥٧٠- «احبّ العباد الى اللَّه الاتقياء الاخفياء الّذين اذا ذكروا لم يعرفوا»
. يعنى: «محبوبترين بندگان نزد خداوند متعال، با تقواترين و مخفىكارترين ايشانند، كسانى كه اگر نامشان برده شود، كسى آنان را نمىشناسد».
اينان جزء افرادى هستند كه در سرّ و پنهان عملى انجام مىدهند و مردم از آن اطلاع پيدا نمىكنند.
بايد بدانى كه چنين خيالى، از نيرنگهاى شيطان است و او در اين كارش چندين دام قرار داده است:
الف- انسان به مسلمانان سوء ظن پيدا مىكند، در حالى كه نبايد چنين گمانى داشته باشد.
ب- در همان ريايى كه مىخواست از آن فرار كند، قرار مىگيرد، زيرا سخن مردم چه ضررى به حال او دارد، رها كردن عبادت و محروم ماندن از ثواب آن از ترس اينكه مبادا مردم بگويند او رياكار است، خود عين ريا مىباشد، چون اگر ستايش مردم را دوست نمىداشت و از مذمت آنان نمىهراسيد كه عمل خود را ترك نمىكرد، او چكار به حرف مردم دارد كه بگويند ريا كار است يا اهل اخلاص؟
چه فرق است بين اينكه عمل را ترك كند از ترس اينكه مبادا بگويند او ريا