آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٣٢ - اسرار محروميت از اجابت دعا
سزاوار است، انفاق كند، حتما عوضش را خواهد ديد، حتى اگر يك درهم ببخشد».
دوّم اينكه: چيزى را طلب كرده كه به صلاح او نيست يا مفسدهاى براى خودش يا ديگران در بردارد، چون محال است كسى چيزى از خدا بخواهد و مطابق حكمت هم باشد، ولى ذات اقدس الهى آن را اجابت نكند. بنا بر اين، شايسته است كه دعاكننده به هنگام دعا اين شرط را[١] بر زبان بياورد و اگر اين كار را نكرد، لا اقل مقصود قلبىاش اين باشد كه خدايا اين حاجت را اگر خير و مصلحت باشد، عطا كن، بنا بر اين، اگر در واقع چنين باشد، حتما پروردگار متعال آن را اجابت مىكند و اگر مصلحت در تأخير باشد، آن را به تأخير مىاندازد، چون خودش مىفرمايد:
وَ لَوْ يُعَجِّلُ اللَّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ[٢].
يعنى: «اگر همان مقدار كه مردم در طلب خير عجله به خرج مىدهند، خداوند سبحان نيز در شرّ، عجله نشان مىداد، مرگ آنان فرا مىرسيد».
در دعاى ائمه- عليهم السّلام- مىخوانيم:
١٩- «يا من لا تغيّر حكمته الوسائل».
يعنى: «اى كسى كه وسيلهها (مانند دعا) موجب تغيير حكمتش نمىشوند».
بنا بر اين، چون علم غيب بر بندگان پوشيده است، چه بسا شخصى از روى غلبه قواى شهوانى بر عقلش، چيزى را از خدا طلب كند يا خيالاتش باعث شود كه كار فاسدى را نيك ببيند و آن را درخواست كرده و حتى اصرار و پافشارى نيز بكند[٣].
[١] - منظور، مطابقت مطلوب با حكمت و مصلحت است، مثلا بگويد: خدايا! اگر صلاح است، چنين و چنان كن.
[٢] - سوره يونس، آيه ١١.
[٣] - كما اينكه بسيارى از بندگان، در درخواست حوايج مادى و دنيايى، اين چنيناند. ثقة الاسلام كلينى( ره) از امام باقر- ٧- در حديث معروف- قرب نوافل، روايت مىكند كه در شب اسراء، خداوند متعال به پيامبر- ٦- فرمود:
ُ« ... انّ من عبادى المؤمنين من لا يصلحه الّا الغنى و لو صرفته الى غير ذلك لهلك و انّ من عبادى المؤمنين من لا يصلحه الّا الفقر و لو صرفته الى غير ذلك لهلك ...»،( كافى، كتاب الايمان و الكفر، باب من اذى المسلمين، حديث ٨).
يعنى:« ... برخى از بندگان مؤمن من كسانى هستند كه جز غنا چيز ديگر به صلاحشان نيست و اگر آنان را از اين حالت برگردانم، هلاك مىشوند. در مقابل، بعضى از بندگان من كسانىاند كه فقط فقر به صلاح آنان است و اگر فقر را از آنان بگيرم، هلاك مىشوند( و بىايمان مىگردند) ...».