آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٢٥٤ - نمونههايى از خوف اوليا
امير المؤمنين- ٧- فرمود:
٣٨٥- «ان استطعتم ان يحسن ظنّكم باللَّه و يشتدّ خوفكم منه فاجمعوا بينهما فانّما يكون حسن ظنّ العبد بربّه على قدر خوفه منه، و انّ احسن النّاس باللَّه ظنّا لاشدّهم خوفا منه»
. يعنى: «سعى كنيد هم به خداوند حسن ظن و هم از او هراس داشته باشيد، چون حسن ظن هر كس به خدا به اندازه ترس او از خداست. بنا بر اين، كسانى گمانشان به او نيكتر است كه از او هراس بيشترى دارند».
«حسن بن ابى ساره» گويد: شنيدم حضرت صادق- ٧- مىفرمود:
٣٨٦- «لا يكون العبد مؤمنا حتّى يكون راجيا خائفا، و لا يكون راجيا خائفا حتّى يكون عاملا لما يخاف و يرجو»
. يعنى: «بنده به درجه ايمان نمىرسد مگر آنكه هم اميدوار باشد و هم خائف و اميدوار و خائف نمىگردد مگر آنكه بر طبق ترس و رجائش عمل كند».
«على بن محمد» روايت كرده است كه يكى از اصحاب گويد: به حضرت صادق- ٧- گفتم: عدهاى از دوستان شما مرتكب گناه مىشوند و مىگويند (به رحمت حق) اميدواريم، حضرت فرمود:
٣٨٧- «كذبوا اؤلئك ليسوا لنا بموالى اؤلئك قوم رجّحت بهم الامانىّ، و من رجا شيئا عمل له، و من خاف شيئا هرب منه»
. يعنى: «دروغ مىگويند، هرگز دوستان ما نيستند، اينان افرادى هستند كه آرزوهايشان بر آنان چيره شده، كسى كه به چيزى اميد دارد، كارى مىكند كه به آن برسد و كسى كه از چيزى مىترسد، از آن فرار مىنمايد».
نمونههايى از خوف اوليا