آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٢٠٣ - ٨ - حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب(ع)
همان گروه به حضرت شعيب- ٧- گفتند:
- إِنَّا لَنَراكَ فِينا ضَعِيفاً وَ لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ وَ ما أَنْتَ عَلَيْنا بِعَزِيزٍ[١].
يعنى: «تو در ميان ما شخصيتى بىارزش و ناتوانى و اگر ملاحظه طايفه تو نبود، سنگسارت مىكرديم كه تو را نزد ما عزّت و احترامى نيست».
مستكبرين از قوم حضرت صالح- ٧- به مستضعفان با ايمان گفتند:
- أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ قالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا بِالَّذِي آمَنْتُمْ بِهِ كافِرُونَ[٢].
يعنى: «آيا شما اعتقاد داريد كه «صالح» را خداوند به رسالت فرستاد،؟
مؤمنان پاسخ دادند: بلى ما به آيينى كه از طرف خدا بر او فرستاده شده ايمان داريم، متكبران بىايمان گفتند: ما هم به آنچه شما ايمان داريد، كافريم».
فرزندان حضرت يعقوب- ٧- سخنشان چنين بود:
- وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ[٣].
يعنى: «با متاعى ناچيز و بىقدر حضور تو آمديم، محبّت فرما و بر قدر احسانت نسبت به ما بيفزا و از ما دستگيرى كن كه خدا صدقه دهندگان را نيكو پاداش مىدهد».
فرعون در حالى كه از موسى- ٧- عيب مىگرفت و بر او فخر مىفروخت، گفت:
- فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ؟[٤].
يعنى: «چرا دستبند طلا بر دست ندارد؟».
[١] - سوره هود، آيه ٩١.
[٢] - سوره اعراف، آيه ٧٥- ٧٦.
[٣] - سوره يوسف، آيه ٨٨.
[٤] - سوره زخرف، آيه ٥٣.