آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٢٠١ - ٨ - حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب(ع)
و آستين ديگر را به حال خود واگذاشته مىفرمود:
- «هذه نأخذ فيها من السّوق للحسن و الحسين عليهما السّلام»
. يعنى: «در اين آستين براى حسن و حسين- عليهما السّلام- چيزى از بازار تهيه مىكنيم».
انسان عاقل بايد با چشم باز نظر كند و فكر سالمش را به كار بيندازد و تحقيق نمايد كه اگر در دنيا و ازدياد آن خيرى بود، اين نوابغ عالم بشريت كه خاصّان درگاه حق و حجت الهى بر مردمند، آن را از دست نمىدادند، بلكه از طريق دورى از دنيا مىخواستند به خدا نزديكتر گردند تا جايى كه امير المؤمنين- عليه افضل صلوات المصلّين- به دنيا بفرمايد:
- «قد طلّقتك ثلاثا لا رجعة فيها»
[١].
يعنى: «تو را سه بار طلاق دادم كه ديگر نمىتوان به تو رجوع كرد».
و رسول حق- ٦- بفرمايد:
٢٩٩- «ما يعبد اللَّه بشيء مثل الزّهد في الدّنيا».
يعنى: «تا كنون ذات اقدس الهى به چيزى مانند زهد در دنيا، بندگى نشد».
و حضرت عيسى- ٧- به حواريين بفرمايد:
٣٠٠- «ارضوا بدنىّ الدّنيا مع سلامة دينكم كما رضى اهل الدّنيا بدنىّ الدّين مع سلامة دنياهم، و تحبّبوا الى اللَّه بالبعد منهم و ارضوا اللَّه في سخطهم».
يعنى: «به اندكى از دنيا همراه با سلامت دينتان راضى شويد، همچنان كه اهل دنيا به اندكى از دين با سلامت دنيايشان راضىاند، از طريق دورى از اهل دنيا با خدا رابطه دوستى برقرار كنيد و رضايت الهى را در نارضايتى اينان بجوييد».
پرسيدند: اى روح اللَّه! با چه كسى نشست و برخاست داشته باشيم؟
[١] - ر. ك: حديث ٥٤٩.