آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ١٣٩ - قسم اول ضروريات زندگى
نداده باشم، آيا راه توبهاى برايم هست؟ فرمود:
١٨٧- «هل بقى من والديك احد؟»
. يعنى: «آيا از پدر و مادرت هيچ كدام باقى ماندهاند؟» گفت: بلى، پدرم.
فرمود:
«اذهب و ابرره»
. يعنى: «برو و به او نيكى كن».
وقتى اين مرد برگشت، حضرت فرمود:
«لو كانت امّه»
. يعنى: «اگر مادر مىداشت، بهتر بود».
و نيز فرمود:
١٨٨- «من سرّه ان يمدّ له في عمره و يبسط له في رزقه فليصل أبويه فانّ صلتهما من طاعة اللَّه»
. يعنى: «كسى كه دلش مىخواهد عمرش طولانى شود و روزىاش فراخ و گسترده گردد، بايد به پدر و مادرش نيكى كند، چون رسيدگى به آنان! طاعت حق محسوب مىگردد».
فردى به امام صادق- ٧- عرضه داشت: پدر كهنسالى دارم كه هر وقت حاجتى دارد او را حمل مىكنيم.
حضرت فرمود:
١٨٩- «ان استطعت ان تلى ذلك منه فافعل، فانّه جنّة لك غدا»
. يعنى: «اگر توانستى اين كار را ادامه بده، چون اين عمل تو سپرى خواهد شد در برابر آتش قيامت».
و نيز فرمود:
١٩٠- «ما يمنع احدكم ان يبرّ والديه حيّين و ميّتين؟ يصلّى عنهما، و يصوم عنهما، و يتصدّق عنهما، فيكون الّذى صنع لهما و له مثل ذلك فيزيده اللَّه ببرّه خيرا كثيرا»
.