پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٩ - ١ فلسفه تفاوتها
مشقتها در امر نگهدارى و تربيت فرزند گردد، با ساختار پدر كه بايد هميشه در دل اجتماع به پيكار مشغول باشد نمىتواند يكسان باشد، چرا كه يا وظيفه مادرى از ميان مىرود، يا وظيفه پدرى تعطيل مىشود.
همچنين ساختمان اعصاب يك جراح قلب، با يك شاعر نكته سنج، يك رياضىدان با يك مهندس كشاورزى، و هر دو با يك كارگر صنايع سنگين، و هر سه با يك سرباز يا افسر، و هر چهار با يك قاضى، ممكن نيست يكسان باشد، چرا كه هر كدام در جامعه وظيفهاى دارند و بر طبق آن ذوق و استعداد و ساختمانى از نظر جسم و روح مخصوص به خود.
اين مطلب به قدرى واضح است كه نياز به توضيح بيشتر ندارد، و اصولًا يكى از نشانههاى عظمت خداوند همين تقسيم دقيق ذوقها و استعدادها است كه روى هم رفته يه مجموعه متعادل و متوازن را تشكيل مىدهد كه در آن هر چيزى به جاى خويش نيكو است!
كوتاه سخن اينكه انسانها همانند ظروف همشكلى نيستند كه در يك كارخانه ساخته مىشود، و همه يك نوع فايده دارند كه اگر چنين بود حتّى يك روز هم نمىتوانستند با هم زندگى كنند، آنچه در زندگى انسانها و تمام جهان آفرينش مهم است عدالت است نه مساوات، و قرار دادن هر چيز در جاى خويش است نه همسانى و همگونى.
قرآن مجيد نيز در اين زمينه اشاراتى پر معناىدارد: در يكجا مىفرمايد: وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِّيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيّاً: «ما معيشت آنها را