پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٨ - ١ فلسفه تفاوتها
حفظ مىكند، بايد در برابر ضربههاى سنگين و حوادث سخت كاملًا استقامت به خرج دهد.
هيچ عاقلى نمىتواند ايراد كند كه چرا ساختمان اين دو با هم متفاوت است؟
يا چرا تمام سلولهاى بدن به ظرافت شبكيه چشم يا به سختى و مقاومت استخوان ساق پا، يا پوست ضخيم پاشنه، آفريده نشده است.
همين محاسبه را در مورد ساختمان يك بوته گل با يك درخت بزرگ از ريشههاى محكم، تا ساقهها، و سپس شاخههاى بزرگ و كوچك، و بالاخره برگها و گلبرگها و رشتههاى ظريفى كه در درون كاسه گل قرار دارد مىتوان كرد.
اگر درست دقّت كنيم ساختار جامعه انسانيت درست مانند ساختمان بدن يك انسان و يا يك بوته گل يا يك درخت تنومند است.
آفرينش نظام احسن ايجاب مىكند كه تفاوت در استعدادها، ذوقها، سليقهها، ساختمانهاى جسمى و روحى افراد جامعه باشد، تا هركدام متناسب كارى كه نظام خلقت بر دوش او مىافكند آمادگى داشته باشد، در غير اين صورت، همه چيز به هم مىريزد، و نظام احسنى وجود نخواهد داشت، و به درختى مىماند كه تمام آن ريشه، يا تمام ساقه، و يا تمام گلبرگ باشد، كه چنين درختى هرگز قادر بر ادامه حيات حتّى در يك زمان كوتاه نيست، و اگر هم قادر باشد حياتش بيهوده و غير مفيد است.
ساختار يك مادر كه بايد كانونى از عواطف باشد كه پشتوانه تحمل آنهمه