پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٠ - ب- خداوند صادق است
است. [١]
واژه «صَدَقه» كه در مورد اموالى كه انسان به قصد قربت در راه خدا مىدهد به كار مىرود نيز به خاطر آن است كه انسان با عملش، صدق اخلاص خود را ثابت مىكند، مهريه را نيز از اين جهت صَدَاق مىگويند كه دليل عملى صدق شوهر در برابر همسر خويش است.
البتّه آنچه را راغب در مورد عناصر اصلى صدق گفته كه بايد هم مطابق با واقعيت باشد و هم موافق اعتقاد گوينده، در ميان دانشمندان، سخت محل كلام است، بعضى تنها موافقت با اعتقاد را كافى مىدانند، و گروهى تنها مطابقت با واقعيت را شرط شمردهاند كه اينجا جاى شرح آن نيست.
اينها همه در حالى است كه ابن فارس در مقائيس اصل معناى صدق را قوّت و نيروى موجود در چيزى مىداند، و اگر كلام مطابق واقع را صدق مىگويند، به خاطر قوّت آن است، لذا به نيزه محكم «رُمْحٌ صَدْق» گفته مىشود، و مهر زن را صَدَاقْ مىنامند، چون حقّى است لازمه و داراى قوّت.
ولى آنچه در مفردات درباره ريشه اصلى اين واژه گفته شده صحيحتر به نظر مىرسد.
ساير ارباب لغت نيز غالباً همين مسير را پيمودهاند.
در شرح قاموس از قول خليل نقل مىكند كه «صدق» به معناى كامل از هر چيزى است، سپس اضافه مىكند: اگر به موجودات قوى و با استقامت (مانند نيزه
[١]. مفردات ماده «صدق» با تلخيص.