پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٦ - نقد و بررسى
يك روز به آتش كشد و نابود كند، يا آن گونه كه اشاعره مىگويند: تمام انبياء و صالحان و پاكان را به اعماق دوزخ بفرستد، و اشقيا و ناپاكان را در صدر بهشت جاى دهد. اين كار برخلاف حكمت و قبيح و زشت است، حتّى از مالك آن، پس مالكيّت، دليل بر حسن هر كارى از سوى مالك نيست، خواه مالك حقيقى و تكوينى باشد يعنى خدا، يا مالك صورى و ظاهرى همچون بشر.
اشاعره چنين مىپندارند كه اگر ما خدا را به خاطر مالكيتش «فعّال ما يشاء» بدانيم، و هر كارى را روا بشمريم اعتراف به كمال قدرت و حاكميت و مالكيت او كردهايم، در حالى كه از اين واقعيّت بىخبرند كه آنها با اين سخن زشت قلم بطلان بر مسأله حكمت خداوند مىكشند، و مسلّم است خدائى كه حكيم نباشد نه براى گفتههاى او اعتبارى است، و نه به وعدههايش اعتمادى، چرا كه ممكن است سخنانش فاقد محتوا و همه برخلاف واقع باشد «تَعالَى اللَّهُ عَمّا يَقُوْلُ الظّالِمُونَ عُلُوّاً كَبيراً» (خداوند از نسبتهاى ناروايى كه ظالمان به او مىدهند برتر است).
٣. اينكه مىگويند: خداوند مافوق حسن و قبح است، و افعال او تحت اين ضوابط قرار نمىگيرد، بلكه خود معيار و محورى براى تعيين ضوابط است؛ اين مغالطهاى بيش نيست، مطلب خلافى است كه در لباس زيبائى ارائه شده، اين سخن مربوط به قوانين آفرينش است كه به غلط در قوانين تشريعى به كار رفته.
توضيح اينكه: قبل از آنكه خداوند خلقت و آفرينشى داشته باشد قوانينى وجود نداشت، و با آفرينش اشياء، آفرينشى توأم با نظم و حساب، مسأله