فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٨ - نگاهى تاريخى و تحليلى به قواعد نبوى احمد مبلغى
در حالى كه من عمويت هستم. به او گفتم: به چه دليل؟ وى جواب داد: برادرم به تو شير داده است. گفتم بايد از رسول خدا(ص)سؤال كنم. حضرت در پاسخ فرمود: افلح راست مىگويد؛ به او اجازه بده. (٦٥)
ج. ابوالاسود نقل مىكند:
وقتى معاذ در يمن بود، مردم نزد او جمع شدند و گفتند: مردى يهودى مرده و برادرى مسلمان دارد. معاذ گفت: از پيامبر(ص) شنيدم كه فرمود:
در نتيجه، آن مسلمان، از برادر يهوديش ارث برد. (٦٦)
خلاصه اين كه قواعد فقهى، به رغم آن كه تحت اين عنوان ارايه نمىشدند و تنها به صورت احكامى پراكنده در ميان فقه مطرح مىشدند؛ با اين حال توانستند ويژگى تطبيق پذيرى خود را در فرايند فتوا و برخورد با موضوعات بر جاى بگذارند. به اين معنى، اصحاب بدون آن كه بدانند قاعده فقهى چيست و بدون آگاهى از اين واقعيت كه مجموعهاى از احكام، نسبت به مجموعه ديگر حالت قاعدهاى دارند؛ به صورت ناخودآگاه، قواعد را بر رخدادها تطبيق مىدادند. اين وضعيت، بيش از آن كه مهارتهاى فقهى اصحاب را ثابت كند، نشانگر ويژگى تطبيق پذيرى قواعد است، و اين كه تطبيقپذير بودن قاعده حتى در صورت ناآگاهى از كاركرد آن، مصداق دارد.
انعكاس قواعد نبوى در كلام امامان(ع) آهنگى جدى و برجسته داشته است.
روايات امامان، بيانگر اين است كه آنان مىكوشيدند قواعد نبوى را بيشتر مطرح نمايند. به نمونههايى از اين روايات توجه فرماييد: امام باقر(ع) فرمود:
(٦٥) صحيح بخارى، ج٣، ص١٤٨.
(٦٦) وسائل الشيعه، ج٢٦، ص١٤، چاپ آل البيت و المصنف، ج٧، ص٣٨٤.