فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٤ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه(١) مسعود امامى
رو، ليبراليسم در عرصه سعادت، فرد گرا (٤٠) و بر مكتب فايده گرايى (٤١) متكى است و اعتقاد دارد عملى كه باعث نفع يا سعادت بيشترى شود نيكو و به جا مىباشد و منفعت در تعريف نهايى ـ بر حسب تفسيرهاى مختلف از اين مكتب ـ به آنچه لذت بيشترى براى افراد يا جمع مىآورد و رنج را از ميان بر مىدارد بر مىگردد. در مكتب ليبراليسم، به دنبال سعادت خويش بودن مساوى دنبال لذت خود بودن است، تا آن جا كه با لذتهاى ديگران منافات پيدا نكند. و از اين جا فرد گرايى ـ كه ملازم با لذت گرايى است ـ شكل مىگيرد. (٤٢)
قانون، قيد و بند آدمى به حساب مىآيد و ليبراليسم براى گسستن بندها آمده است، از اين رو، انسان ليبرال از قانون و تكليف مىگريزد. ولى زندگى در حيات جمعى، تنها با نظم و قانون امكانپذير مىگردد. لذا ليبراليسم، كمترين مقررات(محدود كننده انسانها) را مىپذيرد و حداقل مقررات، قانونى است كه بشر، براى اداره خويش وضع مىكند و اين، اومانيسم نهفته در دل ليبراليسم است. بنابراين، خدا نيز در نگرش ليبراليسم، بيگانه تلقى مىشود كه حق قانون گذارى براى بشر را ندارد. (٤٣)
ليبراليسم، گسترهاى فراتر از آزادىهاى سياسى دارد. آرمان بنيادين اين مكتب، شكستن همه تقدّسها و حقوق پيشين است كه دين براى انسان قرار داده است. (٤٤) در اين مكتب، انسان براى آزمايش هر كدام از خواسته هايش آزادى دارد. غافل از آن كه، گاهى پس از اين آزمونها، آزمايش كنندهاى باقى نخواهد ماند تا از نتايج آن بهرهمند گردد و يا چنان در عواقب ناخوشايند راه نو آزموده خويش گرفتار مىشود كه ديگر، راه بازگشتى نخواهد داشت. (٤٥)
ليبراليسم به دليل ضعف در انسانشناسى و غفلت از ابعاد حقيقى بشر، با همه
(٤٠) Individualism.
(٤١) Utilitarianism.
(٤٢) رازدانى و روشنفكرى، ص ١٤٠.
(٤٣) رازدانى و روشنفكرى، ص ١٣٦ و فربهتر از ايدئولوژى، ص٢٧٣.
(٤٤) رازدانى و روشنفكرى، ص١٢٦.
(٤٥) اوصاف پارسايان، ص ٧٢.