فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٧ - رؤيت هلال با چشم مسلّح رضا مختارى
چنان كه گذشت، از بررسى مجموع موارد مذكور، اين مناط كلى به دست مىآيد كه اگر استفاده از يك حس ـ مانند رؤيت و سمع ـ جنبه ابزارى داشته باشد، تحوّلات فنّاورى و توسعه در آن، به عنوان ابزار و طريق شرعى پذيرفته نيست، و استفاده از اين ابزار با در مقام تحديد بودن سازگارى ندارد و چون رؤيت هلال نيز راهى براى علم به رؤيت پذيرى هلال است و خود رؤيت، موضوعيت ندارد، بنابراين ديدن با چشم مسلح، معتبر نيست، و نمىتواند دليل شروع ماه قمرى باشد.
٩. دليل عمده عدم اعتبار رؤيت هلال با چشم مسلّح، همين است كه گذشت. براى توضيح بيشتر و تقريب به ذهن مثلاً مىگوييم: براى ثبوت اوّل ماه، رؤيت هلال، و براى تشخيص حدّ ترخّص، ديدن ديوارهاى شهر معيار است و حقيقت در هر دو مورد، يكى از اين چهار فرض است:
١. فقط رؤيت با چشم غير مسلّح، موضوع حكم و معتبر است(و هو المطلوب و المختار).
٢. هم رؤيت با چشم غير مسلّح موضوع حكم و معتبر است و هم رؤيت با چشم مسلح.
٣. فقط رؤيت با چشم مسلح موضوع حكم و معتبر است.
٤. تا قبل از اختراع و ساختن دوربين و تلسكوپ، فقط رؤيت با چشم غير مسلّح موضوع حكم و معتبر بود و پس از آن، تنها رؤيت با چشم مسلح موضوع حكم و معتبر است.
روشن است كه فقط صورت اوّل صحيح مىباشد و سه فرض ديگر صحيح نيست، زيرا لازمه فرض دوم آن است كه حدّ ترخّص هم مثلاً يك فرسخ باشد(در رؤيت با چشم عادى) و هم سه فرسخ مثلاً(در رؤيت با چشم مسلّح) و نيز در بسيارى از ماهها هم مثلاً روز شنبه اوّل ماه باشد(چون روز جمعه فقط با تلسكوپ قابل رؤيت است) و هم روز يك شنبه، چون(كما هو المفروض) فقط روز شنبه با چشم غير مسلح قابل رؤيت است. و به عبارت ديگر، لازمهاش آن است كه در طول بيش از هزار سال كه از ابزار براى رؤيت استفاده نمىشد ـ در تمام موارد مشابه ـ مثلاً روز يك شنبه و پس از استفاده از ابزار در عين همان فرض، روز شنبه اوّل ماه باشد.
بديهى است كه لازمه فرض دوم اين است كه تحديد مذكور لغو و مستلزم تنافى باشد،