فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦ - سيماى فقاهت در منشور ولايت عبد الرّضا ایزدپناه
تفسير فقاهت
فقاهت، مانند ولايت، فلاحت و كتابت درون مايهاى عملى دارد، پيشهاى است علمى و عملى.
نويسنده، با قلم، حروف را در خدمت مىگيرد و معانى و انديشهها را بر صفحهها و صحيفهها جاودان مىكند.
فقيه، با ابزار استنباط، از احكام، قوانين و تكاليف الهى، پرده بر مىدارد. كشاورز، با تلاش، سينه زمين را مىشكافد و در آن بذر مىكارد. فقيه، با اجتهاد در بوستان هميشه بهار منابع دينى به تفرّج مىپردازد و گلبوتههاى احكام را به انسانها هديه مىكند. ولىّ، با مديريّتى خداگونه، اهل ولايات را نظم و انضباط مىدهد و جامعه الهى را بسامان مىكند.
فقيه، با شمّ فقاهت خود اصول و قواعد فقاهت را با سياق و نظامى خاصّ در خدمت فهم احكام، مقرّرات و نظامات دين قرار مىدهد.
اين است كه فقاهت آهنگى عملى و ابزارى دارد و فقه رنگ نظرى. فقه، پذيرنده فزونى كمّى است، حكمى بر احكام از راه اجتهاد افزوده مىشود و فرعى بر فروع اضافه مىگردد، ولى فقاهت را اصول و اركانى است انعطافپذير و پذيرنده تغييرات و دگرگونيها. فقاهت باغبانى وحى است و فقه ميوه باغ و بوستان اجتهاد. بالندگى فقه، به افزودن مسائل جديد است و تكامل فقاهت به نو شدن راههاى استنباط و تغيير در چگونگى آن. بىترديد، رشد كمّى فقه، در گرو رشد كيفى فقاهت است. در سير فقاهت، فراوردههاى فقهى سلف ثابت است و زمينه كار براى فقيهان، ولى شيوه عملياتى آن و دستگاه استنباط و اجتهاد، در تكامل است. ابزارهاى پژوهش نو مىشوند و همراه با نيازهاى نو، روشهاى جديدى فرا راه مجتهد مىنهد.