فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٨٩
نه مردان.
٤. مادرى كه داراى فرزندانى است اگر تغيير جنسيت بدهد، احكام پدر از جمله ولايت بر فرزندان را پيدا نمىكند.
پدرى ولايت بر فرزندان دارد كه نطفه از او باشد و اگر پدر، با تغيير جنسيت زن گردد آيا ولايت او ساقط مىگردد، گرچه استاد بزرگوار حضرت امام خمينى، مىنويسد: «حق ولايت از او ساقط مىگردد» لكن بعيد نيست بگويم حق ولايت براى او باقى است، از باب اين كه صدق پدر بر اين شخص، گرچه آن فرد، زن شده، صحيح است.
٥. حكم زنى كه با تغيير جنسيت مرد شده و يا به عكس، نسبت به ارث بردن عبارت است از حال فعلى، زيرا دليلهاى ارث، چگونگى و مقدار ارث را بر عنوان زن و مرد به هنگام مردن مورث بار كرده، بنا بر اين مردى كه در حال مردن پدر، به جنس زن درآمده نصف برادر و به عكس زنى كه در حال مردن پدر، به جنس مرد درآمده است، دو برابر خواهر ارث مىبرد.
٥. كالبد شكافى در آموزشهاى پزشكى
نويسنده محترم، پس از طرح دليلهاى مربوط به بحث به اين نتيجه مىرسد كه كالبد شكافى بدن ميت و قطع اعضاى او جايز نيست؛ زيرا بدن ميت، همان احترام در زمان حيات را دارد.
پس از اين، ده فرع پر فايده را مورد بحث و تحقيق قرار مىدهد و در آنها ثابت مىكند كالبد شكافى، به خاطر غرض مهمتر، همانند حفظ جان مسلمان جايز است و نيز اگر انسانى وصيت كند بدنش را پس از فوت كالبد شكافى كنند، اين وصيت صحيح است. از آن جا كه تفصيل اين مقاله در شماره اوّل اين مجله آمده است، از نقل بيشتر آن خوددارى مىشود.
٦. پيوند اعضا
بىگمان بر اساس قواعد انتقال خون از بدنى به بدن ديگر، اگر سبب زيان براى صاحب خون نباشد، جايز است؛ زيرا كار عقلانى و داراى مصلحت و از جانب شارع منعى بر آن نرسيده است.