فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨ - سيماى فقاهت در منشور ولايت عبد الرّضا ایزدپناه
استحكام اوليّه افتاد، بايد جاى آن مفاهيم نويى گذاشته شود.
اين كفايت نمىكند كه ما، فرضاً در علم اصول، كتاب فصول يا قوانين را نگاه كنيم و بسيارى از مباحث آنها را منسوخ به حساب بياوريم همچنان كه اين گونه هم هست... پس مفاهيم منسوخ مىشوند. در همه علوم، چنين چيزهايى هست. براى پر كردن خلأ حرفها و مباحث و مسائل منسوخ، بايد مباحث جديدى مطرح شود و فضاى ذهنى در هر علمى، از لحاظ حجم مفاهيم ذهنى لازم، به كمال برسد.»
بر اين اساس، ديدگاهها و افكار صبغه زمانى دارند. تصلّب و جمود بر افكار و انظار گذشتگان و در درون نوشتههاى آنان گرديدن، ره به جايى نمىبرد. بايد اصول، قواعد و روشها را گرفت، رسالت دانش فقه را پيش ديد داشت و براى ايفاى مناسب و در خور زمان علم فقه، به منابع و ديدگاه سر زد، درنگ كرد و پرسشهاى نو پيدا را پاسخ گفت. اين مهم، نشايد جز آن كه آخرين متون و ديدگاه فقهى را با بهرهورى از جديدترين دستاوردها در زبان، منطق و شيوه استدلال زير ذرهبين نقد و نظر قرار داد، تا به ابتكار و نوآورى دستيافت.
ماندن در متون و غرق شدن در كتابهاى فقهى، محصول و فراوردهاى جز چند «الأحوط»، «الأقوى» و تدوين حاشيههاى عروهاى مكرّر، در پى نخواهد داشت.
براى رساندن علم فقه به حجم لازمى از مفاهيم كه ذهنيتى نوپديد آورد، گام آغازين، پالايش و بالنده سازى متون درسى و سامان دهى به نظام آموزشى حوزههاى فقاهت است.
قضاوت رهبر را درمتون رايج حوزه ببينيم:
«چه لزومى دارد كه ما كتاب «معالم» را بخوانيم كه بر اساس اوّلين كتاب اصولى متعلّق به چندين قرن پيش است و...»
براى سامان بخشى متون حوزه چنين رهنمود مىدهد: