فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧ - سيماى فقاهت در منشور ولايت عبد الرّضا ایزدپناه
چه دليلى دارد كه بزرگان و فقها و محقّقان ما نتوانند اين كار را بكنند؟ حقيقتاً بعضى از بزرگان اين زمان و نزديك به زمان ما، از لحاظ قوّت علمى و دقّت نظر، از آن اسلاف كمتر نيستند، منتهى بايد اين اراده در حوزه به حركت درآيد، بايد اين گستاخى و شجاعت پيدا شود و حوزه آن را بپذيرد...»
كشف مقولهها و مفاهيم نو
مفاهيم، بيانگر انديشهها و ديدگاههايند. هر مفهومى، در بستر و ميدان ويژهاى، توان ارائه فكر و نظر گوينده را دارد.
يك تعبير در علوم گونه گون، مفاهيم متفاوت دارد. بار معنايى كه از تفكر، انديشه و مكتب ويژهاى بر مىخيزند، حتى يك مقوله از يك علم در روند تاريخ، بار معنايش سعه و ضيق مىيابد و يا يك مفهوم، تعبيرهاى پرشمارى پيدا مىكند. اين تطوّر و تجدد مقولهها و تعبيرها، شيوه استدلال، متون و ديگر زواياى علوم را فرا مىگيرد.
دانش فقه نيز، در بستر تاريخى خود، تطوّر و تكاملى چشمگير، داشته است. اساس و جان مايه اين بالندگى همان تجدّد مفاهيم و مقولههاست. هر فقيهى در عصر خويش، براى ايفاىرسالتخود، تعبيرهاى مناسب براى عرضه انظار خود استخدامكرد. چه بسا در اين حركت، برخى مفاهيم منسوخ شد و مفهومى ديگر جاى آن را گرفت و اندك اندك بناى عظيم دانش فقه، استوار شد و ميراث فقهى فخيم روزگار ما، دست داد.
رهنمود راهگشاى رهبر فرزانه انقلاب را ببينيد:
«... مفاهيم، كهنه مىشوند و نشاط و شادابى را به تدريج و با مرور زمان، از دست مىدهند. بعد از آن كه فكرى، به خاطر ورود انظار و دقتهاى گوناگون بر آن، به مرور زمان، دچار خدشه شد و از آن