فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥ - سيماى فقاهت در منشور ولايت عبد الرّضا ایزدپناه
دست داشته باشند و هر تغييرى را ثبت، محاسبه، ارزيابى و چارهسازى كنند.
آنان، بايد در متن زندگى، حكومت، اقتصاد، تربيت و مديريت جامعه بشرى باشند، تا واقعيتها را لمس كنند و قانون و برنامه دهند.
با هر خورشيدى برآيند و آن گاه كه روز به محاق رود، همنشين ماه گردند و منتظر خورشيد فردا. فقيهان، اگر چنين حال و هوايى پيدا نكنند، حوزههاى فقاهت ركود پيدا مىكنند و مرگ تدريجى خويش را مىآغازند. اين است كه بايد هميشه آفاق جديد فرا روى حوزههاى فقاهت باز باشد، تا با ره يافت به فرهنگ، زبان، فراوردههاى دانش بشرى، ذهنيّت فقيهان مايهور گردد و با شناخت زبان و فرهنگ و منطق زمان، تئوريهاى اداره جوامع را از متون ناب وحى برآورند و از اين راه، قواعد و اسلوب نوى را پى بريزند و فقه را به زمينههايى نوظهور گسترش دهند. اين است بايستهترين و فورىترين كار، براى بالندگى حوزههاى فقاهت، در روزگار ما:
«فقه كه كار اصلى ماست، به زمينههاى نوظهور گسترش پيدا نكرده، يا خيلى كم گسترش پيدا كرده است. امروز، خيلى از مسائل وجود دارد كه فقه بايد تكليف اينها را معلوم كند، ولى معلوم نكرده است. فقه، توانايى دارد، ليكن روال كار طورى بوده كه فاضل محقّق كارآمد، به اين قضيّه نپرداخته است. مثل قضيّه پول. اصلاً پول چيست؟ درهم و دينار كه اين همه در ابواب مختلف فقهى، مثل: زكات، ديات و مضاربه، اسم آنها آمده، چيست؟ بايد به موضوع درهم و دينار پرداخت و بايد تكليف آن روشن شود.خيلى راحت است كه ما عمليّات بانكى (غير از مسأله پول و وديعه گذاريها) را تحت عنوان قرض و آن هم قرض رَبَوى بگذاريم ودورش را خطّ بكشيم. آيا جاى اين نيست كه قدرى بيشتر در عمقش فرو برويم و