فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣ - سيماى فقاهت در منشور ولايت عبد الرّضا ایزدپناه
تحولى در فقاهت انجام شده است، آن مقطع، مقطع مرحوم آيت اللّه بروجردى است كه يك مقطع و باب جديدى است كه آن بزرگوار در كار فقاهت باز كرد...»
بر اين اساس، فقاهت تكامل پذير است پويايى فقه، عرضى نيست، طولى است. خلع و لبس نيست، لُبس بعد اللبس است.
پوششى بر پوشش اوّل . شريعت، گوشهاى ديگر از جمال خويش مىنمايد و وحى گوشهاى ديگر از توانايى خويش را در اداره زندگى بشر و به سازى و بهروزى مسلمانان و امّت اسلامى را به معرض مىگذارد.
تلاش براى ديدن آن جمال و نمودن اين توانايى، فريضه است، نه بدعت. رسالت اصولى و كار متنى حوزههاى فقاهت است، نه فضل و كارى اضافى و جانبى، ادامه رسالت و مسوءوليّت و وظيفهبانى فقهاى بزرگوار گذشته است و عامل حيات و بقاى حوزهها:
«چه دليلى دارد كه فضلاء و بزرگان و محققان ما نتوانند بر اين شيوه بيفزايند و آن را كامل كنند؟ اى بسا، خيلى از مسائل، مسائل ديگرى را در بر بگيرد و خيلى از نتايج عوض گردد و خيلى از روشها دگرگون شود. روشها كه عوض شد، جوابهاى مسائل نيز عوض خواهد شد و فقه طور ديگرى مىشود. اين از جمله كارهايى است كه بايد بشود.»
بنا بر اين، بايد روشهاى فقاهت را شناخت، راه و رسم بالندگى فقه را يافت و در كار بالنده سازى فقاهت در دو عرصه: شيوه و فراورده فقاهت، اقدامى جدّى كرد.
بالندگى فقه و فقاهت
چاره كار چيست. اگر دستگاه اجتهاد، پرسشهاى امروز را بر نمىتابد، چه بايد كرد؟
اگر بار مفاهيم فرهنگ رايج در حوزههاى فقاهت، توان هضم اشكال و