فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٤ - اجازه ولى امر در انجام قصاص آيت اللّه محمد موءمن قمى
«القاسم بن محمد الجوهري روى عنه الحسين بن سعيد»
«قاسم بن محمد جوهرى كه حسين بن سعيد از او روايت كرده است.» آن گاه، پس از ذكر نام قاسم بن يحيى، ادامه مىدهد:
«القاسم بن محمد الاصفهاني المعروف بكاسام روى عنه أحمد بن أبي عبداللّه»؛ (٤٦)
«قاسم بن محمد اصفهانى معروف به كاسام كه احمد بن ابى عبداللّه از او روايت كرده است.»
نتيجه اين سخنان: دو راوى به نام قاسم بن محمد بودهاند كه يكى از آن دو، همان جوهرى اهل كوفه است كه ابو عبداللّه برقى و حسين بن سعيد از او روايت مىكنند و ديگرى همان شخص معروف به كاسولا يا كاسام است كه در دو كتاب رجال شيخ، به «اصفهانى» و در رجال نجاشى به «قمى» شناسانده شده و احمد بن ابى عبداللّه برقى از او روايت مىكند.
و پس از روشن شدن اين كه اين دو نفر دو شخصيت جداى از يكديگرند، ديگر وجهى براى آنچه در جامع الرواة گفته شده باقى نمىماند، چه اين كه در اين كتاب، آمده است:
«به نظر مىرسد كه قاسم بن محمد اصفهانى و قاسم بن محمد جوهرى و قاسم بن محمد قمى در واقع نامهاى مختلف شخص واحدى باشند به جهتيكسان بودن اين سه نام در كسانى كه از آنها روايت مىكنند و نيز كسانى كه قاسم بن محمد از ايشان نقل روايت مىكند، اين مطلب با اندك درنگى در شرح حال اين سه تن آشكار مىگردد.»
بلكه بايد گفت: جوهرى از حيث طبقه بر كاسولا يك طبقه پيشى داشته، چه اين كه ابو عبداللّه برقى و حسين بن سعيد باجوهرى هم طبقهاند، در حالى كه احمد بن ابى عبداللّه برقى، از كاسولا نقل روايت مىكند.
و به هر تقدير، راوى حديثياد شده، در كتاب خصال، موصوف به صفت «اصبهانى» [اصفهانى [ است. صدوق نيز، وى رادر طريق خويش به سليمان بن داود منقرى (كه در حديثياد شده نيز روايت از او نقل شده) به همين صفت
(٤٦)رجال شيخ، ص ٤٩٠، شماره ٥ و ٧، باب «قاف».