ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٦٨٨ - ٧ - حنابله در اصول ، اشعري مذهب هستند
خاتمه مذاهب چهارگانه با زمان پيش مىآمد و ديگر مذاهب اهل تسنّن رو به اندراس مىنهاد تا قرن هفتم رسيد و غلبهء آن چهار مذهب كامل و تمام گرديد و فقهاء بوجوب پيروى از آن چهار مذهب فتوى دادند پس ديگر مذاهب اهل تسنّن به كلى مندرس شد و از ميان رفت مگر بقايايى از مذهب « ظاهرى » كه تا قرن هشتم در برخى از بلاد بر جا ماند و از آن پى به اندراس گراييد .
مقريزى گفته است :
« چون سلطنت بملك ظاهر بيبرس بندقدارى رسيد چهار قاضى براى مصر [١] و قاهره معيّن كرد : شافعى و مالكى و حنفى و حنبلى . و از سال ششصد و شصت و پنج ( ٦٦٥ ) كار بر اين تعيين قرار يافت به طورى كه در همه كشورهاى اسلامى جز اين چهار مذهب و عقيدهء اشعرى مذهبى معروف و عقيدهاى مشهور باقى نماند .
« در همهء كشورهاى اسلامى براى اهل اين مذاهب ، مدارس و كاروانسراها و خانقاه و زاويه ها ساخته شد و با هر كس كه جز يكى از اين چهار مذهب را مىداشت سخت گيرى و دشمنى به عمل مىآمد به طورى كه شهادت وى پذيرفته نبود و به مقام قضاء نائل نمىشد و از تصدّى خطابه و امامت و تدريس محروم و ممنوع مىشد . فقيهان تمام كشورهاى اسلامى در تمام شهرها در طول اين مدت بوجوب پيروى و تقليد از اين
[١] مراد از مصر ، « فسطاط » مىباشد كه از قاهره جدا بوده و بعد بدان اتصال يافته و از توابع آن گرديده و هم اكنون بعنوان « مصر عتيقه » شناخته و خوانده مىشود . ( مؤلف )