ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٦٨٦ - ٤ - در قرن چهارم در بغداد مذهب شيعه غلبه ميداشته است
< فهرس الموضوعات > ٥ - قدرت و نفوذ حنابله ، در قرن چهارم ، در بغداد < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > ٦ - فتنه و آشوب حنابله در بغداد < / فهرس الموضوعات > < شعر > و ما ضرّنا انّا قليل و جارنا عزيز ، و جار الاكثرين ذليل » < / شعر > هيچ نشنيدهايم كه اين مذهب بر ناحيه و جايى غلبه يافته باشد مگر بر بغداد در قرن چهارم كه در حدود سال سيصد و بيست و سه ( ٣٢٣ ) كار اين مذهب در آنجا بالا گرفته و سخت رواج يافته و مگر بر بلاد نجد در اين زمان [١] .
ابن اثير در حوادث سال سيصد و بيست و سه ( ٣٢٣ ) گفته است :
« در اين سال كار حنابله عظمت يافت و شوكت ايشان قوت گرفت و چنان قدرتى يافتند كه به خانه هاى عامّه و منازل سركردگان مىرفتند و اگر نبيذ در آنجا مىديدند بر خاك مىريختند و اگر با مغنّيه بر مىخوردند او را به باد كتك مىگرفتند و ابزار غنايش را مىشكستند و در بيع و شراء مردم مداخله مىكردند و بر همراه بودن مردان با زنان و يا كودكان اعتراض مىكردند و حتى اگر از كسى از اين همراهان مىپرسيدند و او پاسخ نمىداد و معرّفى نمىكرد او را مىزدند و به نزد رئيس پليس و داروغه اش مىبردند و به فحشا او گواهى مىدادند ! « با اين اعمال خود ، بغداد را بهم زدند و فتنه و آشوب به پا كردند پس بدر خرشنى كه در آن زمان صاحب شرطه بود ( رئيس پليس و شهربانى ) روز دهم جمادى الآخرة سوار شد و در دو سوى بغداد در ميان اصحاب ابو محمّد بريهارى حنبلى بانگ در داد كه نبايد دو تن از ايشان در يك جا فراهم آيند و نبايد در مذهب خويش به مناظره پردازند » تا آنجا كه گفته است :
« اين دستور و فرمان هم ، چارهء كار نكرد بلكه فتنه و آشوب حنابله رو به فزونى نهاد به طورى كه به مردمان كورى كه در مساجد ماوى گزيده بودند استظهار كردند و ايشان را وادار ساختند كه چون كسى از پيروان شافعى بر ايشان مىگذشت كوران را بر او مىآغاليدند تا با عصاهايى كه در دست داشتند او را تا سر حدّ مرگ مىزدند ، پس راضى ، خليفهء عباسى ، توقيع و فرمانى مبنى بر نكوهش و ناپسندى كارهاى حنابله صادر كرد و اين
[١] و در اين زمان بر بلاد حجاز نيز .