ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٤١٩ - ٩ - مقام بلند سياه حبشي در نظر پيغمبر اسلام
و البطاح . . » عنوان كرده در ترجمهء وى از لحاظ علم و عمل و اقوال و اخلاق شرحى مفصل آورده كه شمّه و بهرى از آنها در زير آورده مىشود :
به اسناد از سعيد آورده كه گفته است :
« عبد الله عمر به مكَّه در آمد مردم دور او فراهم آمدند و مسائل فقهى و احكام دينى را از وى مىپرسيدند او گفت : شگفت است با اين كه عطاء ابن ابى رباح در ميان شما هست شما مسائل خود را جمع كرده و از من مىپرسيد ! » و به اسناد از احمد بن محمد شافعى آورده كه اين مضمون را گفته است :
« در مكَّه ، ميان مسجد الحرام ، ابن عباس را براى افتاء حلقه و حوزهاى مىبود چون او در گذشت عطاء بن ابو رباح به جاى وى مىنشست و به كار افتاء مىپرداخت » و به اسناد از عطاء از ابن عباس آورده كه گفته است :
« مردى در زمان پيغمبر ( ص ) جراحتى يافته بود به او گفته شده غسل كند او هم غسل كرده و مرده است چون اين خبر به پيغمبر ( ص ) رسيده گفته است : قتلوه ، قتلهم الله ألم يعلم انّ شفاء العىّ ، السّؤال ؟ » باز هم به اسناد از عطاء از ابن عمر آورده كه گفته است :
« مردى از مردم حبشه ( سياه ) به نزد پيغمبر ( ص ) آمد و از او پرسشهايى كرد .
« پيغمبر بوى گفت : « سل و استفهم » پس آن مرد به پيغمبر ( ص ) گفت :
« يا رسول الله شما به رنگ و سيما و پيمبرى بر ما برترى داريد آيا اگر آن چه تو بدان ايمان دارى و بهر چه تو به آن عمل مىكنى من هم مانند تو ايمان بياورم و عمل كنم با تو در بهشت خواهم بود ؟
« پيغمبر ( ص ) گفت : آرى .
« آنگاه پيغمبر ( ص ) گفت : سوگند به خدايى كه جان من در قبضهء قدرت او است سفيدى مردان سياه در بهشت از مسافت هزار سال ديده مىشود . . » تا آنجا كه مرد حبشى گفت : آيا دو چشم من در بهشت آن چه را دو چشم تو مىبيند