ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٨٨ - ١٤ - مروان ( ابن محمد بن مروان بن حكم ) ١ - توجيه ملقّب بودن مروان به ١٧١ حمار ١٨٧ و به ١٧١ جعدى ١٨٧ ٢ - نبش قبر يزيد بن وليد بفرمان مروان وبدار آويختن آن لاشه ٣ - پايان سخن از خاندان اموي ٩ - تلخيص اوضاع عمومي ١ - عدم توجّه بامور ديني در دوره بني اميه ، مگر بالعرض ، نه بالأصالة ٢ - عظمت مقام خلافت از نظر احكام ديني ٣ - جنبه ديني در مقام خلافت ٤ - اعتراف معاويه باينكه استيلاء و حكومت وي بشمشير و زور بوده نه برضاء امّت ٥ - پيدا شدن اصطلاح ١٧١ فقه ١٨٧ و ١٧١ فقيه ١٨٧ ٦ - اشاره ببرخي از علل و عوامل توجه دانشمندان ، بفقاهت در دوره فاسد امويان ٧ - مراجعه مردم بصحابه براي كسب فتوى از ايشان ٨ - نمونه هايي از اوائل و اواسط و اواخر امويان از لحاظ فساد ديني در دستگاه حاكمه
- ١٣ - مروان حمار ١٢٧ - ١٣٢ چنان كه گفته شد ابراهيم در ماه صفر از سال ١٢٧ خود را از سلطنت خلع و با مروان بيعت كرد . از آن هنگام نوبت فرمانروايى نصيب مروان بن محمد بن مروان بن حكم گرديد .
مروان پيرو جعد بن درهم ، كه يكى از بزرگان معتزله است ، بوده و مذهب اعتزال مىداشته و به مناسبت معلَّم و مؤدّبش ( جعد ) به نسبت جعدى خوانده مىشده است و به مناسبت اين كه بر شدائد دهر و مكاره جنگ سخت بردبار و پايدار بوده ، و در تازى جزء امثال سائر است كه « فلان اصبر من الحمار ، فى الحروب » و يا به مناسبت اين كه عرب ، رأس هر صد سال را « حمار » گفته و مدّت حكومت خاندان اموى در زمان او نزديك به صد سال مىشده لقب « حمار » به او داده و او را « مروان حمار » خواندهاند و بدين لقب مشهور گرديده است .
در ماه صفر از سال يك صد و بيست و هفت ( ١٢٧ ) هنگامى كه در ارمنيّه بوده با وى بيعت شده و تا ماه ذو الحجه از سال يك صد و سى و دو ( ١٣٢ ) ، كه در جنگ با عبد الله بن على عمّ ابو عبّاس سفّاح ، نخستين خليفهء عبّاسى ، در نزديك موصل مغلوب گشته و به شام گريخته و عبد الله از دنبال او رفته و او ناگزير بمصر گريخته و صالح برادر عبد الله از پى وى بمصر رفته و عاقبت او را در « بوصير » كه از ديههاى مشهور مصر است بقتل رسانده ، متصدى مقام خلافت و زمام دار امر حكومت و سلطنت بوده است و بكشته شدن مروان حمار ( به سنّ شصت سالگى ) بساط سلطنت يا خلافت امويان ، در مشرق ، در نورديده گرديده و انقراض يافته و نوبهء حكومت و سلطنت عبّاسيان بعنوان خلافت اسلامى رسيده است .