ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٨٩ - ١٤ - مروان ( ابن محمد بن مروان بن حكم ) ١ - توجيه ملقّب بودن مروان به ١٧١ حمار ١٨٧ و به ١٧١ جعدى ١٨٧ ٢ - نبش قبر يزيد بن وليد بفرمان مروان وبدار آويختن آن لاشه ٣ - پايان سخن از خاندان اموي ٩ - تلخيص اوضاع عمومي ١ - عدم توجّه بامور ديني در دوره بني اميه ، مگر بالعرض ، نه بالأصالة ٢ - عظمت مقام خلافت از نظر احكام ديني ٣ - جنبه ديني در مقام خلافت ٤ - اعتراف معاويه باينكه استيلاء و حكومت وي بشمشير و زور بوده نه برضاء امّت ٥ - پيدا شدن اصطلاح ١٧١ فقه ١٨٧ و ١٧١ فقيه ١٨٧ ٦ - اشاره ببرخي از علل و عوامل توجه دانشمندان ، بفقاهت در دوره فاسد امويان ٧ - مراجعه مردم بصحابه براي كسب فتوى از ايشان ٨ - نمونه هايي از اوائل و اواسط و اواخر امويان از لحاظ فساد ديني در دستگاه حاكمه
گفتهاند : مروان حمار در ميان بنى مروان در سياست و شجاعت ، و ديگر مزاياى حكومت ، ممتاز بوده ليكن همه جا به بد بختى دچار و به ناكامى گرفتار مىشده است .
يكى از كارهاى بسيار نكوهيده و زشت مروان حمار اينست كه چون از سپاهيان و مردم بيعت گرفته نخستين كارى كه به آن اقدام كرده نبش قبر يزيد ناقص و بيرون آوردن لاشهء او را از گور و بدار آويختن آن بوده است .
اين هم آخرين عمل خليفهء اموى كه بايد نگهبان فقه اسلام و حافظ احكام كتاب و سنّت باشد .
اكنون كه اوضاع و احوال عمومى دورهء اول از عهد دوم در آن حدّ كه برابر با سلطنت خاندان اموى بود از لحاظ وضع دربار و حكومت ايشان شرح داده شد .
در پايان اين قسمت نامهاى ، كه به فرمان و دستور معتضد خليفهء عباسى در معرفى ابو سفيان و معاويه و خاندان بنى اميه نوشته شده براى اين كه آن را نشر دهند و باصطلاح امروز بخشنامه كنند تا در همه جا بى ايمانى و بى علاقگى افراد حاكمهء اين خاندان بر همه كس دانسته شود ، نقل مىگردد و از آن پس براى نتيجه گيرى آن چه را از اوضاع عمومى ياد شد تخليص و تلخيص مىكنم و از آن پس بشرح وضع فقه و فقيهان اين دوره و عصر مىپردازم . و با لله الاستعانة و منه التّوفيق و الهداية .