ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٥٩ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
( همانا ترا به آواى رسا بانگ مىدهم و به نجوى سخن نمىآورم . هر آينه برادرت كسى است كه به تو راست بگويد : پس پيش از اين كه به كارى اقدام كنى نيك بنگر و پيش از اين كه پشيمان گردى خوب انديشه كن چه نگريستن پيش از جلو رفتن و انديشيدن پيش از پشيمان شدن است ) .
معاويه خنديد و گفت : روباهى فريبا ! ! در بزرگى سجع آموختى از آن چه در بارهء برادرزاده ات به سجع پرداختى و گفتى مىتوانستى به كمتر از آن بسنده سازى .
آنگاه احنف را مخاطب ساخت و گفت [١] : تو در بارهء بيعت با يزيد چه مىگويى ؟
گفت : اگر راست بگويم از تو و اگر دروغ بگويم از خدا مىترسم » باز هم ابن عبد ربّه اين مضمون را آورده است :
« چون سال پنجاه و پنج درآمد معاويه به تمام شهرهاى اسلامى نامه فرستاد كه نمايندگانى براى ملاقات به شام بفرستند از هر شهرى نمايندگانى بسيج شدند . از جمله كسانى كه از مدينه به شام گسيل گرديدند محمد بن عمرو بن حزم بود معاويه با او خلوت كرد و نظرش را در امر يزيد بخواست . وى گفت : پس از خودم ، هدايت و ارشاد هيچ يك را به اندازهء تو خواهان نيستم همانا يزيد از جهت مال بىنياز و از جهت حسب متوسط است و بىگمان هر حاكمى مسئول رعيت خويش است و خدا از او باز خواست مىكند . پس از خدا بترس و درست بنگر كه ولايت كار امّت محمد را بچه كسى واگذار مىكنى .
« معاويه نفسش قطع شد و آهى سرد از سينه بر آورد و گفت همانا تو مردى ناصح هستى و رأى خود را گفتى و ترا جز اين شايسته نبود ليكن در نظر من جز پسران
[١] اين پرسش و پاسخ چنان كه به تفصيل خواهد آمد در حجاز واقع شده نه در شام . مدائنى وقايع متفرقه را كه بعضى در حجاز و برخى در شام وقوع يافته چون به تلخيص و تخليص نظر داشته بهم مخلوط كرده چنان كه مذاكره معاويه با ابن زبير در حجاز و با احنف در شام واقع شده است ليكن ظاهر عبارت منقول از مدائنى چنان است كه هر دو در شام و در يك مجلس بوده است .