ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٥٧ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
ولايت عهد يزيد و تزوير معاويه موضوع مهمترى كه معاويه انجام داده و وضع استبداد و استيلاء و هم سياست بازى و دسيسه كارى او را از طرفى و بى اعتنائى او را به عقايد و آراء بزرگان فقه و هوى داران دين از طرفى ديگر به خوبى مىرساند موضوع برگزيدن فرزند ناشايسته اش يزيد است به ولايت عهد و « خلافت اسلامى » .
اين كار معاويه طرز فكر وى را در بارهء اسلام و خلافت اسلامى به خوبى روشن مىسازد و خوب مىفهماند كه خلافت را سلطنت مىدانسته و از كسرى و قيصر پيروى مىداشته و مىخواسته است اين سلطنت مستبدّانه و حكومت جائرانه و جابرانه را ، كه زير سايهء اسلام و به نيرنگ به نام دين بدست آورده ، در خاندان خود برقرار و پايدار سازد و آن را به فرزند و فرزندزادگان خويش هر چند نادرست و ناشايسته و از لحاظ دين زشت كار و بدكردار باشند بسپارد تا به خيال خام خود نام خويش را باقى بگذارد .
عبد الرحمن پسر ابو بكر ، خليفهء اول ، در سخنانى كه ميان او و ميان مروان در اين زمينه ، در مدينه ، به ميان آمده بوى چنين گفته است :
« . . و لكنّكم تريدون ان تجعلوها هرقليّة : كلَّما مات هرقل قام هرقل [١] » .
معاويه از همان آغاز سلطنت خود اين مطلب را در مغز خويش مىپرورانده و به هنگام فرصت كسانى را كه براى احراز اين مقام صالح بوده يا ادّعاء صلاحيت را شايسته مىبودهاند و امكان مزاحمت ايشان مىرفته زير نظر مىداشته و به كشتن و از ميان بردن ايشان
[١] اين كلمات در صفحات بعد ، بنقل از ابن اثير ، آورده خواهد شد .