ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١١٨ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
سلطنت معاويه ٤١ - ٦٠ كردار و رفتار معاويه در زمان خليفهء دوم ، خليفهء مقتدر و مراقب و زهد خواه و تواضع طلب ، چنان بود كه اشاره شد و بىگمان در زمان خليفهء سيم ، بويژه در نيمهء دوم خلافت او ، كه وضع دستگاه خلافت دستخوش هوى و هوس بنى اميّه و دگرگونه بود ، معاويه در رفتار و كردار خود آزادتر شده و در راه نيل به امانى و آمال خويش بيش از پيش به زمينه سازى و سياست بازى كار مىكرده و از راهى مىرفته است كه طبيعت خانوادگى و فطرت شخصى او اقتضاء مىداشته است .
در زمان بسيار كوتاه خلافت على ( ع ) هم ، معاويه در محيط و منطقهء حكومت و رياست خويش خود را به كلى غير مسئول مىدانسته و به استقلال فرمانروايى مىداشته و آن چه دل خواهش بوده و سياستش اقتضاء مىكرده ، بى اين كه دين و ايمان جلوگير و سدّ راهش باشد ، آزادانهء آن را به كار مىبسته است .
پس از آن كه على ( ع ) به شهادت رسيد و شيعيان و پيروان او با فرزندش حسن ، كه از فاطمهء زهرا ( س ) ، دختر محبوب و بىهمتاى پيغمبر ( ص ) ، بود و پيغمبر ( ص ) به او و به برادرش حسين ( ع ) علاقهء كامل و محبت وافر مىداشت ، و آن دو را « سرور جوانان بهشت » مىگفت ، بيعت كردند معاويه از راه دسيسه سازى و از روى نيرنگ بازى به تطميع و تهديد و پراكندن زر و سيم و ايجاد نفاق از راه نويد و بيم كسى را كه در دامان عصمت و مهد ولايت و آغوش نبوّت و رسالت پرورش و آموزش يافته و در كانون حق و حقيقت و علم و فضيلت و تقوى و ديانت بالش و فزايش پذيرفته از حق مسلَّم و مقام بر حقش محروم ساخت و با آن سابقهء خاندان و آن گونه سابقه و آن طرز افكار و اخلاق و اطوار