ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١١٦ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
رومى را معمول بوده ، مأنوس شده و خو گرفتهاند و به اين طرز جلال و جبروت فروشى عادت يافته و از اين راه مرعوب و مجذوب و در نتيجه مطيع و منقاد مىبودهاند .
« پس اگر فرماندار اسلامى بر خلاف شيوهء مانوس ايشان روشى اختيار كند و راهى غير از راه مألوف و مأنوس بسپرد امارت و سلطنت اسلامى در نظر آنان بى ابّهت و كم عظمت و سبك وزن مىنمايد و كم كم خيره و بر حكومت چيره مىگردند » تا چه حدّ نيرنگ و فريبكارى و زرنگى معاويه در خليفه اثر باطنى مىداشته و در واقع او را قانع ساخته خدا دانا است ليكن چنان كه طبرى در تاريخ و ابن اثير در « الكامل » ( جزء چهارم - صفحه ٢٦٢ - ) و سيوطى در تاريخ الخلفاء و ديگران در كتب معتبر آوردهاند ، اين گونه عبارات در بارهء معاويه مىگفته است : « تذكرون كسرى و قيصر و دهاءهما و عندكم معاوية [١] » و « هذا كسرى العرب » و به ظاهر پوزش و بهانه او را پذيرفته و گفته است : « لئن كان الَّذى قلت حقّا . . » اين مطلب هم در اين مورد ناگفته نماند كه ترديد خليفه در حق و باطل بودن سخن معاويه و اعتذار او ، با اين كه خليفه از مقاصد عاليهء دين به خوبى اطلاع داشته و روش و سنّت پيغمبر ( ص ) را خوب مىدانسته و خود آن روش و سنّت را پيروى مىداشته بسيار قابل توجّه و تامّل است .
بعلاوه اگر چنان رفتارى براى تظاهر به عظمت و شوكت اسلام ، مناسب و به جا و حقّ ، تصوّر و توهّم گردد خليفه را ، كه مقامش والاتر است ، داشتن چنان دستگاه و بودن بر چنان رفتار مناسبتر بلكه لازمتر است پس لازم بود هنگامى كه خليفه براى فتح بيت المقدس مىرفت جلال و شكوه سلطنتى از خود نشان مىداد تا روميان را مرعوب و مجذوب مىساخت نه اين كه خود و همراهش بس با يك شتر ، سواره و پياده شدن را نوبه قرار دهند و نه اين كه در همين سفر شام بر خر سوار شود و تنها مصاحب او كه از صحابهء
[١] در اين عبارت زيركى و زرنگى معاويه مورد توجه بوده گر چه قيصر و كسرى بيشتر به جبروت و استبداد و شوكت معروف بودهاند .