تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٨٥ - در مهمانى لوط(ع)
وَ جاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ/ ١٠١ وَ مِنْ قَبْلُ كانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ قالَ يا قَوْمِ هؤُلاءِ بَناتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ- و قومش شتابان نزد او آمدند و آنان پيش از اين مرتكب كارهاى زشت مىشدند، لوط گفت: اى قوم من! اينها دختران من هستند.
براى شما پاكيزهترند.» برخى گفتهاند: لوط (ع) از آنان خواست كه با دختران امّت كه در واقع دختران خود او، به سبب ابوّت روحانى و رسالتى، بودند ازدواج كنند، و برخى ديگر بر آنند كه مرادش اين بود كه با دختران خود او ازدواج كنند و مىخواست به هر وسيله ممكن آنان را از كار زشت باز دارد.
فَاتَّقُوا اللَّهَ- پس از خدا بهراسيد.» لوط مىخواهد كه به راه تقوا بروند و عادت زشت را رها كنند، و اين هشدار پس از آن بود كه راه درست اطفاء شهوت جنسى را نشان داده و خواسته بود كه راه شرافتمندانه در پيش گيرند.
وَ لا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي- و مرا در برابر مهمانانم خجل مكنيد.» اى قوم، اگر دين نداريد، دست كم عرف و آيين را رعايت كنيد كه طبعا هتك حرمت مهمان روا نيست.
أَ لَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ- آيا مردى خردمند در ميان شما نيست.» [٧٩] پاسخ قوم لوط در كمال نرمى و نيز بىشرمى بود.
قالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ ما لَنا فِي بَناتِكَ مِنْ حَقٍ- گفتند: تو خود مىدانى كه ما را به دختران تو نيازى نيست.» يعنى درباره آنچه به قضيّه دختران مربوط مىشود، ناگزير از ازدواج هستيم و اين حقّ ماست امّا اكنون خواستار لذّتى هستيم كه تكليف و مسئوليتى براى ما ايجاد نكند.
وَ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ ما نُرِيدُ- و تو مىدانى كه ما چه مىخواهيم.»/ ١٠٢ مىتوان گفت كه قوم لوط قوانين ازدواج را دشوار مىشمردند و از اين رو به انحراف جنسى مىگراييدند و شايد پيامبرشان مىخواست قيود را كمتر كند به دليل