تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٠ - ايمان مصلحتى
درباره ايشان مىگويد: «چون آياتى را كه به پيامبر فرود آمده است مىشنوند مىبينى كه اشك از ديدگانشان جارى است زيرا حقيقت را شناختهاند، و مىگويند خدايا، ما ايمان آورديم، ما را از جمله شاهدان بنويس» (مائده، ٨٣).
وَ مِنَ الْأَحْزابِ مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَهُ- و از آن جماعات كسانى هستند كه پارهاى از آن را انكار مىكنند».
مراد از احزاب يهود و مشركانند كه بر ضدّ رسول خدا متّفق شدند. در سوره مائده (آيه ٨٢) آمده است كه «سختترين دشمنان مؤمنان يهود و مشركانند و دوستترين مردم نسبت به مؤمنان مسيحياناند، زيرا از اينان گروهى كشيشان و راهبانند و گردن كشى نمىكنند».
«احزاب» جمع حزب است و خداوند مؤمنان را هر چه باشند، اگر چه اختلاف داشته باشند، حزب واحد مىنامد زيرا اهداف و ديدگاههاى آنان يكى است، امّا احزاب كه منكر رسالتاند، در همه امورى كه بين آنهاست اختلاف دارند بجز در دشمنى با رسالت. خدا كه مىفرمايد «فانّ حزب الشّيطان ..». صفت بارزى را كه جامع حزبهاى شيطان است بيان مىكند و مىگويد آنان با وجود اختلاف در گرايشها وجه مشتركى دارند كه پيروى شيطان است، چنان كه در روزگار ما شرق و غرب در همه چيز اختلاف دارند بجز استعمار جهان و غارت ثروتهاى آن.
«احزاب» دستيابى به رسالت را مىخواهند و پس از دانستن صدق رسالت راه حلّ ميانه را ترجيح مىدهند و از قرآن آنچه را كه با مصالح آنان سازگار است و نيز امتيازات ايشان را تقويت مىكند مىگيرند.
قُلْ إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَ لا أُشْرِكَ بِهِ- بگو مأمورم خدا را بپرستم و به او شرك نورزم».
/ ٣٥٥ آن كسى به كتاب حقيقتا ايمان مىآورد كه به خدا ايمان آورده باشد. در اين جا ميان ايمان به كتاب و ايمان به توحيد ملازمه هست.
إِلَيْهِ أَدْعُوا وَ إِلَيْهِ مَآبِ- به سوى او مىخوانم و بازگشت من به سوى