تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٨ - نشانههاى عذاب
حساب انديشه از گوينده آن جداست. اگر روشهاى راعى و اسلوبهاى تبليغ خشم آنان را بر مىانگيزد، روا نيست كه با مخالفت با انديشه درست به خود ستم ورزند، زيرا دچار رنجهاى سختى مىشوند.
وَ يا قَوْمِ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقاقِي أَنْ يُصِيبَكُمْ مِثْلُ ما أَصابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صالِحٍ وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعِيدٍ- اى قوم من! مخالفت با من شما را به كارى وا ندارد تا آنچه بر قوم نوح يا هود يا صالح در همين نزديكى به قوم لوط رسيد به شما نيز برسد.» [٩٠] آن گاه شعيب از آنان خواست كه خود را اصلاح كنند و از گناهان آمرزش بخواهند تا مبادا گناهان گذشته سبب انكار رسالت و مخالفت اوامر الهى باشد.
وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ- از پروردگارتان آمرزش بخواهيد، به درگاهش توبه كنيد كه پروردگار من مهربان و درست است.» دعوت به آمرزش خواهى از آن روست كه گاهى انسان به كارهاى بد خو مىگيرد و چنين مىپندارد كه خدا رهايش كرده و در پى آن نوميدى از رحمت الهى به او دست مىدهد و همه اينها سبب مىشود كه خود را به دامن كفر بيندازد تا اعمال فاسد خود را توجيه كند. از اينجاست كه شعيب قوم خود را به مخالفت با عادت و اميدوارى به رحمت خدا واداشت.
[٩١] اينك نوبت قوم شعيب فرا رسيد تا دلايل شعيب را رد كنند، امّا چه گفتند؟ و چگونه به ردّ رسالت از نيروى نادانى و ستيزه، تمسّك به مادّيّات و غرور بهره گرفتند؟
قالُوا يا شُعَيْبُ ما نَفْقَهُ كَثِيراً مِمَّا تَقُولُ وَ إِنَّا لَنَراكَ فِينا ضَعِيفاً وَ لَوْ لا رَهْطُكَ/ ١١٧ لَرَجَمْناكَ- گفتند: اى شعيب! بسيارى از چيزهايى را كه مىگويى نمىفهميم. تو را در ميان خود ناتوان مىبينيم، اگر براى قبيلهات نبود سنگسارت مىكرديم.» يعنى اگر عشيره تو نبود تو را به بدترين صورت مىكشتيم.