تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩ - زمينه كلى سوره
آن جهان دچار آتش و بدبختى گرديد.
طلايه «جوهر رسالتها» پيام قرآن است: يگانه پرستى، بيم دادن از عذاب الهى و بشارت به بهشت و امر به آمرزش طلبى و بازگشت به سوى او براى رسيدن به زندگى سعادتمند. (١/ ٣) ترس از روز رستاخيز و ترس از خدايى كه نهان و آشكار مردم و نيز همه چيز را مىداند، خدايى كه آسمانها و زمين را آفريد و هدف او آزمايش مردم است.
اگر عذاب كسانى كه به خدا و پيامبران و نيز روز رستاخيز كافر شدند به تأخير افتاده باشد. از آن روست كه وقت معيّنى دارد و در همان وقت انجام خواهد گرفت (نبايد آن را دليل تبرئه خود بدانند). (٤/ ٨) آن گاه مىفرمايد كه طبيعت بشر، به جز مؤمنان، بر جزع است و سپس دل پيامبر را استوار مىسازد كه وى بيم دهنده است امّا منتقم خداست كه بر همه موجودات سلطه دارد، خداوند به پيامبر خود فرمان مىدهد كه كافران را به آوردن همانند قرآن فرا خواند و تحدّى كند، امّا چون به اين كار قادر نخواهند بود بدانند كه قرآن به «علم خدا» و از سوى اوست.
خداوند پيامهاى خود را به زبان نوح بر قوم او فرستاد، اما نپذيرفتند و به راه عناد و ستيز رفتند. مبارزه نوح با قوم خود بيانگر آزردگى قوم و استقامت نوح بود و به وقوع طوفان انجاميد. خداوند نوح و گروندگان او را رهايى داد و ستمكاران را كه در ميان آنان پسر نوح بود غرق كرد و پسر پيامبر بودن سودمند نيفتاد، زيرا پايه رهايى يگانه پرستى است. (٢٥/ ٤٨) پس از نوح، هود پيامبر قوم عاد آمد و پيامهاى خدا را آورد، او را نيز نپذيرفتند/ ٩ و عناد ورزيدند و مبارزه در گرفت. هود آنان را به عذاب الهى بيم داد و سرانجام خدا وى را يارى، و قوم عاد را عذاب كرد. (٥٠/ ٦٠) ثمود نيز چنين بود. خداوند برادرشان صالح را پيامبرى داد. صالح فرمود كه تنها خدا را بپرستند و معجزه «ناقه» را براى آنان آورد امّا بى درنگ او را پى كردند و كشتند و سرانجام مشمول عذاب يعنى صيحه شدند. خداوند پيامبر خود صالح را