تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠١
چنين پيداست كه معنى نخست بهتر است. قرآن مانند خورشيدى است كه در دوران يهوديان و مسيحيان نور مىپراكند چنان كه در زمان مسلمانان نخستين در ميانه استهزاگران نور مىپاشيد و در زمان ما نيز هم چنان روشنى مىبخشد در ميان مردمى كه به بخشى از كتاب ايمان دارند و به بخش ديگر كافرند حال آن كه قرآن «مثانى» است و لرزه بر اندام مؤمنان مىاندازد و همهاش از جانب خداست.
[٩٢] امّا آيا خدا آنان را به حال خود مىگذارد؟ و آيا به عذاب دنيوى بسنده مىكند؟ نه، بلكه روز درازى براى حساب در پيش دارند.
فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ- به پروردگارت سوگند كه همه را بازخواست كنيم».
[٩٣] عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ- براى كارهايى كه مىكردهاند».
يعنى درباره اعمالى كه كردهاند از آنان سؤال خواهد شد.
[٩٤] امّا- اى پيامبر- تو بايد آشكارا بيم دهى.
/ ٤٩٠ فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ- به هر چه مأمور شدهاى صريح و بلند گو».
از كافران نترس و به آنان اعتنا مكن و مبادا بخواهى كه با نهان داشتن پارهاى از كتاب و آشكار كردن بخشى ديگر آنان را خرسند كنى؟ ( «صدع» به معنى آشكار ساختن حق است).
وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ- و از مشركان رويگردان باش».
[٩٥] مسئلهاى كه دردآور است و انديشه داعى را به خود مشغول مىكند، وجود استهزا گران است كه رسالت را خوار مىشمارند و خداوند وعده مىدهد كه پيامبر و داعيان حق را از شرّ آنان نگاه دارد.
إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ- ما مسخره كنندگان را از تو باز مىداريم».
در تفاسير آمده كه در زمان رسول گرامى پنج يا شش تن از قريش بودند كه خداوند همه را هلاك كرد.
[٩٦] اى پيامبر، اين كافران در واقع تو را استهزا نمىكنند، آنان بت پرست و دشمنان خدايند، (حقايق اسلام را استهزا مىكنند).