تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩ - پير پيامبران و قوم او
«وَ ما نَرى لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ- و نمىبينيم كه شما را بر ما فضيلتى باشد».
كافران غافلاند از اين كه «رسالت» به ذات خود فضل بزرگى است.
«بَلْ نَظُنُّكُمْ كاذِبِينَ- بلكه پنداريم كه دروغ مىگوييد».
/ ٤٥ اين كافران پيرو خيال و گماناند و بنا بر اين انديشههاى تازهاى را كه مخالف مصالح آنان باشد، به دروغ متّهم مىكنند تا تبختر و تكبّر خود را توجيه كنند.
[٢٨] نوح (ع) به اين شبههها پاسخ داد كه
١- وى از سوى خدا فرستاده شده و با آن كه بشر است اين امتياز را دارد كه «هدايت» به دست او سپرده شده و «حجّت از جانب خدا» ست و كافران اين امتيازها را ندارند.
٢- وى مال ندارد، امّا خداوند او را از رحمت گسترده خود غنى ساخته كه مهمتر از مال است. زيرا ثروت همه دشواريها را حل نمىكند، امّا بر عكس رحمت خدا بيشتر آنها را از ميان مىبرد.
٣- تهمت دروغ بستن به نوح ناشى از كورى و انديشه جدّى ناكردن است و در اين حالت نوح آن كافران را به پذيرش رسالت مجبور نمىكند، و اين سخن ردّ قول آنان تواند بود كه گفتند: «وَ ما نَرى لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ» زيرا آنان پيامبر را همچون پادشاه مىدانستند كه بايد داراى قوه قاهره و تعيين كننده راه زندگى مردم باشد، حال آن كه پيامبر از براى هدايت آمده كه بدون داشتن اختيار و آزادى ميسّر نيست.
«قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ آتانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ- گفت: اى قوم من! چه مىگوييد اگر از پروردگارم حجّتى به همراه داشته باشم و او مرا رحمت خويش ارزانى كرده باشد و شما از ديدن آن ناتوان باشيد».
يعنى اى قوم، اگر من به حق از جانب خدا آمده باشم و رحمتى (پيامبرى)