تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٨ - گفتگوى ضعفا با مستكبرين
[٢٢] امّا شيطان كه در واقع نداى درونى است كه در دل آدمى وسوسه مىكند و او را مىفريبد، هموست كه پدرمان آدم را فريب داد و از بهشت بيرونش آورد و همان ابليس است كه گردنكش و مستكبر شد و بر فريفتن بشر مصمم گرديد و سرانجام خلاف وعده كرد، و قبلا چنين مىپنداشت كه زورمند است و پيروان خود را پناه خواهد داد، اما اينك آنها را سرزنش مىكند.
وَ قالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِ- چون كار به پايان آيد شيطان گويد: خدا به شما وعده داد و وعده او درست بود.» شيطان گفت: «خدا شما را وعده راستين كرد، وعدهاى كه شواهد و دلايلى عقلى و علمى براى صدق آن وجود دارد».
وَ وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ- و من نيز به شما وعده دادم ولى خلف وعده كردم.» وعدههاى شيطان يك مشت آرزوها و خوابهايى متناسب با شهوات آدمى است كه شبيه توجيهات فرهنگى است كه افراد تن آسان و ملل عقب مانده بدان دست مىيازند همچون به انتظار آينده نشستن بىكار و كوشش و انداختن مسئوليّت به گردن زمانه يا دست كم به دوش ديگران مردگان يا زندگان.
وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ- و برايتان هيچ دليل و برهانى نياوردم جز آن كه دعوتتان كردم، شما نيز دعوت من اجابت كرديد پس مرا ملامت نكنيد، خود را ملامت كنيد.» اساس وسوسههايى كه شيطان در آدمى مىاندازد، بر اين است كه وى بداند كه شيطان در كارهاى او مؤثّر است و اين كار يا آن كار كه صورت مىگيرد قضاى حتمى است. شيطان اشيا، رويدادها و اشخاص را در نظر او مىآرايد تا آن كه او خود را در برابر آنها كوچك مىبيند و ارادهاش ناتوان مىشود./ ٤٠٠ مثلا به او مىگويد: «تغيير سنّت آبا و اجداد محال است؛ تغيير اوضاع سياسى يا اقتصادى از توان ما خارج است؛ مخالفت فلان امير يا فلان گردن كشى غير ممكن است؛