تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٧ - قصص پيامبران عبرت آموز است
دليلى جز به فرمان خدا بياوريم.» يعنى ما پيامبران در تبليغ رسالت به خدا اعتماد مىكنيم و حتّى اين كه شما را به حق دعوت مىكنيم نه با نيروهاى ذاتى خود و نه با تواناييهاى خاص كه در قيام به كارى داريم انجام مىگيرد بلكه به نيرو و قدرت مطلقه خدا صورت مىپذيرد.
وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ- و مؤمنان بر خدا توكّل كنند.» [١٢] اين كه پيامبران و پيروان آنان بر خدا توكّل مىكنند گواهى راستين است به اين كه پيامبران از جانب خدا هستند. چرا؟ زيرا كه
اوّلا: حبّ ذات و حفظ منافع فطرت بشرى است كه در اعماق وجود هر آدمى رسوخ دارد و هيچ كس خود را براى يك رشته اوهام و خرافات كه باور كردنى نيست، به خطر نمىاندازد مگر آن كه ديوانه باشد. ممكن است كسى امرى را تكذيب كند تا به مصلحتى برسد، امّا محال است كه آن را تكذيب كند تا سيلى بخورد مگر آن كه ديوانه باشد.
ثانيا: فردى كه در ميان مردم با قدرتهاى ذاتى خود كار مىكند فرق دارد با آن كه به نيرويى ديگر متّكى است. رفتار مأمور يا پليس يا جاسوس يا كسى كه به حزبى قوى منتسب است با رفتار فرد عادى بسيار فرق دارد. پيامبران بىباكانه خود را عرضه خطرها مىكردند در حالى كه به پيروزى خود اطمينان داشتند، آيا اين نمىتواند دليلى بر رسيدن ايشان به حقيقت باشد كه توكّل ظاهرى در ابعاد زندگى خود را با هدايتى كه خدا نصيبشان كرده بود پيوند دادند؛ حق را شناختند و براى آن فداكارى كردند.
وَ ما لَنا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا- چرا بر خدا توكّل نكنيم و حال آن كه او راه ما را بر ما بنمود.» در طريق رسالت خود سختيها را برتافتند حاكى از آن كه به راه خود اطمينان داشتند.
/ ٣٨٧ وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلى ما آذَيْتُمُونا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ- و ما بر آزارى كه به ما مىرسانيد صبر خواهيم كرد و توكّل كنندگان بر خدا توكّل كنند.»