تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٥ - قصص پيامبران عبرت آموز است
حبّ ذات را در آنها بر انگيختند و گفتند: دعوت خدا به وسيله پيامهاى خود به مصلحت شماست.
يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ- شما را فرا مىخواند تا گناهانتان را بيامرزد.» در اين جا مىتوان پرسيد: چرا خدا همه گناهان را نمىبخشد؟ در پاسخ مىگوييم
اوّلا: برخى گناهان آدمى از روى تكبّر و ستيزه است. در حديث آمده
«خداوند بنده خود را مرتكب گناهى مىبيند و مىگويد: هر چه خواهى بكن، من هرگز تو را نخواهم بخشيد».
ثانيا: ماندن بعضى از گناهان شمشيرى مسلّط بر غرور آدمى است. وى را از ستيزه در برابر خدا و نيز خود پسندى ايمن مىدارد تا همواره ميان بيم و اميد باقى بماند.
وَ يُؤَخِّرَكُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى- و تا مدّتى معين عذاب شما را به تأخير مىاندازد.» خداوند تا مدّت معيّنى شما را مهلت مىدهد. دعوت پيامبران براى اين نيست كه آدميان را در نعمتهاى فانى دنيا جاودانى كند در حالى كه آنان براى نعمتها باقى نمىمانند، بلكه براى اين است كه فرصتى به ايشان دهد تا پايان مدّتى كه از پيش تعيين شده به زندگى ادامه دهند و از حوادث و مصائب بزرگ مصون بمانند.
قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا- گفتند: نيستيد شما مگر انسانهايى مثل ما.»/ ٣٨٥ گفتند: «شما مانند ما بشر هستيد، چگونه بپذيريم كه شما بر ما ولايت داشته باشيد؟ يا اين كه چرا خداوند پيامبرى را به شما اختصاص مىدهد نه به ما؟» اين سخن حاكى از ضعف اعتماد به نفس آنان به عنوان بشر است. در واقع ايشان باور نداشتند كه خدا پيامبرى براى آنان بفرستد.