تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٥ - انگيزه انكار قيامت
نسبتى معيّن از آهن نياز دارد كه آن را در بعضى سبزيجات مىيابى، و همچنين است نسبت انواع ويتامينها و قندها و جز آن، و مىدانى كه مقدار مورد نياز تو در ميوهاى معيّن وجود دارد، آيا اين امر دليل بر وجود خداى مدبّرى نيست كه به نسبت نياز بدن در هر ميوهاى خاصيتى را تأمين كرده است؟ و اينها دليل نيست بر آن كه پرورنده ميوه و آفريننده آن خالق تو نيز هست؟
/ ٢٩٨ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ- همانا در اين، آياتى است براى گروه خردمند.» «عقل» فراگير و وسيعتر است. در اين جا بر «عقل» تأكيد كرده، امّا در آيه پيشين گفته است إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ-. هر دو آيه ما را به يك معنى سوق مىدهد و آن اينكه انديشيدن سرآغاز عقل و عقل راه هدايت است.
انگيزه انكار قيامت
[٥] وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَ إِذا كُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ- اگر تو در شگفت مىآيى، شگفت سخن ايشان است كه آيا آن هنگام كه خاك شويم از نو ما را بيافرينند.» اگر از چيزى تعجّب مىكنى سخن كافران كه رستاخيز پس از مرگ را انكار كردند عجيبتر است، ليكن آيا مرگ پايان همه چيز است؟
در حقيقت عقل حكم مىكند كه روز محاسبهاى وجود داشته باشد كه آدمى رو به روى ظالمى بايستد و دادخواهى كند و اگر خود او ظالم باشد از او دادخواهى كنند. آدمى با ديدن عظمت جهان هستى چگونه رستاخيز را انكار مىكند؟ آيا اين كار دليل آن نيست كه وى از حقايق جهان آگاهى كامل ندارد؟
بيهوده نيست كه كسى گناهكار و گمراه زندگى كند و آن گاه به حال خود رها شود؟ و آيا بر آفريننده جهان ممكن نيست كه وى را چنان كه بوده است زنده كند.
انكار قيامت در حقيقت انكار مسئوليّت و انكار امرى است كه پيروى از آن واجب است و از اينجاست كه انكار حقيقت روشن «كفر» ناميده مىشود.