تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٥ - حقايق هستى
خواص، لطايف براى اوليا و حقايق براى پيامبران است». [١] تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ وَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُ- اينها آيات اين كتاب است و آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده است حق است.» خطاب به پيامبر مىگويد ناگزير بايد بدانى آنچه بر تو فرستاده شده حق، تمام حق است. الْحَقُ- گفت، نه حق- و الف و لام معنى استغراق مىدهد، بدين معنى كه در غير قرآن حقّى نتوان يافت.
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ- ولى بيشتر مردم ايمان نمىآورند.» تعبيراتى از اين قبيل در بسيارى از آيات ديده مىشود: بندگان سپاسگزار من كم هستند، بندگان مؤمن اندكاند، اگر از بيشترينه مردم پيروى كنى، گمراهت مىكنند و و ...
/ ٢٨٦ چرا؟ تكرار اين معنى از آن روست كه آدمى به سبب ضعف طبيعتش و عدم اعتماد به نفس، هميشه از عقل خود پيروى نمىكند و تابع مردم مىشود و مىگويد: «با مردم بودن جشن و شادمانى است». قرآن ما را وا مىدارد كه به آفاق آسمان و زمين بى هيچ مانعى بنگريم تا از تنگناهاى اجتماعى كه خرد آدمى را به زنجير مىكشد برهيم. قرآن از آغاز وابستگى تبعى را مىبرّد تا شخصيّتى مستقل داراى انديشه بسازد، چرا كه كليد عقل آزادى است.
حقايق هستى
[٢] اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها- خدا هموست كه آسمانها را بر افراشت بى آن كه پايهاى داشته باشد كه آن را ببينيد.» در تفسير علىّ بن ابراهيم قمى در ضمن حديثى دراز از امام رضا (ع) درباره اين آيه آمده است: «آنجا ستونهايى است امّا شما آنها را نمىبينيد» [٢] خدا مىداند
[١] - بحار، ج ٩٢، ص ١٠٣.
[٢] - نور الثقلين، ج ٢، ص ٤٨١.