تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٢ - زمينه كلى سوره
زيرا رعد فقط نشانه هستى نيست و ممكن است آيهاى باشد كه ما را به خدا و قدرت و رازق بودنش دلالت كند.
با وجود اين كه صداى رعد ما را مىترساند، امّا خداوند با ذكر آن نكته مهمى را به ما گوش زد مىكند: «رعد آيتى از آيات الهى است همچون آسمانها و زمين كه آيات او هستند. پس اين طبيعت نيست كه معبود ماست و بايد بپرستيمش، بلكه آفريدهاى از آفريدههاى خداست كه به تسخير ما در آورده است تا از آن بهره ببريم، پس طبيعت حاكم نيست خاصه كه مىدانيم رعد، آسمان و زمين از ترس خدا تسبيح مىكنند».
از روزگاران كهن برخى از مردم طبيعت را به جهت عظمتى كه در او مىديدند،/ ٢٨٢ مىپرستيدند، بعضى از آنان خورشيد و بعضى ديگر ماه يا ستاره يا ... را عبادت مىكردند و در زمان حاضر شواهدى بر اين امر داريم، مثلا كلمه اطلس به خداى زمين و ابوالو به خداى آسمان دلالت دارد.
اگر آدمى خداى يگانه را بپرستد همه چيز تحت تسخير اوست.
«عبدى اطعنى تكن مثلى اقول للشىء كن فيكون، و تقول للشّىء كن فيكون»
يعنى بنده من، از من اطاعت كن تا همچون من باشى. به چيزى مىگويم باش، مىباشد و تو نيز به چيزى مىگويى باش، مىباشد.
فلا تكن عبد غيرك و قد خلقك اللَّه حرا
بنده شخص ديگرى مباش در حالى كه خداوند تو را آزاد آفريده است.
امّا اگر آدمى خدا را نپرستد حاكم و سرور طبيعت نخواهد بود بلكه طبيعت بر او حاكم خواهد شد. اگر انكار و تكذيب كند، خداوند طبيعت را بر او مسلّط مىكند.
از اين رو هدف از نشانههاى آفرينش در طبيعت خود آنها نيستند بلكه هدف استوار كردن روح ايمان به خدا در دل آدمى و كاشتن يقين در آن است.
در واقع مسير طبيعت تلخيص زندگى آدمى است، چنان كه دانشمندان مىگويند
«طبيعت رو به زوال و نيز در حال كاهش مستمرّ است، آيا اين امر دليل آن نيست