تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٩ - منزلت يافتن
( «مراوده» خواستن كارى با ملايمت و نرمى است تا شخص آن را انجام دهد).
زن عزيز به اين بسنده نكرد كه دست يوسف را باز گذارد چنان كه خصلت زنان است، بلكه با انواع ناز و غمزه و آراستن خود از او كام خواست و به اعتبار اين كه بانوى خانهاى بود كه يوسف در آن جا خدمت مىكرد سلطه خود را به كار گرفت، چنان كه خداوند فرمود.
الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ- و آن زن كه يوسف در خانهاش بود در جستجوى تن او مىبود.» يعنى خود او را خواست نه آن كه برايش خدمت كند چنان كه عادتا از غلام همين خدمت را مىخواهند.
وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوابَ وَ قالَتْ هَيْتَ لَكَ- و درها را بست و گفت
بشتاب.» درها را بست و گفت: «بيا كه شرايط، آماده است». امّا يوسف به سختى و بىترديد خواسته او را رد كرد.
قالَ مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ- گفت: پناه مىبرم به خدا، او پروراننده من است و مرا منزلتى نيكو داده.» خداست كه زيبايى و سلامت و نيز منزلتى/ ١٨١ در خانه عزيز مصر به او بخشيده است نه عزيز يا زنش، [٨] از اين رو روا نيست كه نعمت خدا را ناسپاسى كند و مرتكب زنا گردد و آدم بدكار رستگار نمىگردد، زيرا به خود ستم مىكند و به راه نادرست مىرود.
إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ- و ستمكاران رستگار نمىشوند.» به رغم آن كه كار بد ظاهرى فريبنده دارد، امّا بد فرجام است.
[٨] - مراد از «ربّ» صاحب خانه يعنى عزيز مصر است كه يوسف در خانه او تمكين يافته بود، چنان كه پيش از اين اشاره شد (ج. ش.).