تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٦ - آب كشيدن از چاه و كشف حقيقت
شرح آياتآية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، تفسير هدايت - مشهد، چاپ: اول، ١٣٧٧.
آب كشيدن از چاه و كشف حقيقت
[١٩] يوسف چه مدّت در چاه ماند؟ سه روز يا بيشتر؟ طعامش چه بود؟
آيا يكى از برادرانش براى او طعام مىآورد يا به آب بسنده مىكرد؟ يا آن كه جبرييل طعامش مىداد؟ دقيقا نمىدانيم مهم اين است كه خداوند پاك اسباب رهايى يوسف و تأديب برادران را فراهم آورد: كاروانى فرا رسيد، و چنان كه عادت كاروانيان است، يكى را از پيش فرستادند تا آب بردارد. چون دلو را فرو افكند، يوسف در آن در آويخت و مرد كاروانى دريافت كه جوانى زيبا روست و بسيار خوشحال شد.
وَ جاءَتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا وارِدَهُمْ فَأَدْلى دَلْوَهُ قالَ يا بُشْرى هذا غُلامٌ- كاروانى آمد، آب آورشان را فرستادند، دلو فرو كرد. گفت: مژدگانى، اين پسرى است.» يوسف به نهايت درجه زيبا بود، چنان كه در حديثى از پيامبر گرامى (ص) آمده كه: «نيمى از زيبايى را به يوسف دادند و نيم ديگر را براى ساير مردم». [٦] آن كاروانى موضوع را نهان داشت و نگفت كه يوسف را از چاه برگرفته است تا حكم لقيط (گم شده) نداشته باشد. يوسف را غلام خود ساخت و حقيقت را از رفيقان پنهان كرد، امّا خدا مىدانست كه يوسف عبد نيست، از اين رو حافظ حرّيّت او بود.
/ ١٧٨ وَ أَسَرُّوهُ بِضاعَةً وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِما يَعْمَلُونَ- او را چون متاعى پنهان ساختند و خدا به كارى كه مىكردند آگاه بود.» [٢٠] كاروانيان يوسف را به بهاى ناچيزى، چند درهم، فروختند و با آن كه يوسف در غايت زيبايى بود به او رغبتى نمىنمودند. زيرا مىترسيدند رسوا شوند و
[٦] - ميزان الحكمة، ص ٤٢٨، شمر ١٩٣١٧.