تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٢ - فاستقم كما امرت
[١١١] بشر كارهاى بد و خطاهاى خود را توجيه مىكند و مىكوشد كه به انگيزه هواى نفس مسائل دينى را به نفع خود بچرخاند و يا كتاب خدا را به غلط تفسير مىكند و خود را فريب مىدهد، خداوند به هيچ يك از اينها نمىنگرد، بلكه به حقيقت اعمال مىنگرد و جزاى آنها را به طور كامل مىدهد و علم پروردگار به همه آن اعمال فراگير است.
وَ إِنَّ كُلًّا لَمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمالَهُمْ إِنَّهُ بِما يَعْمَلُونَ خَبِيرٌ- و پروردگار تو پاداش اعمال همه را به تمامى خواهد داد و خدا به كارهايى كه مىكنند آگاه است.»/ ١٣٦ تأكيدهاى پياپى كه در آيه ديده مىشود دالّ بر اين است كه بشر با توجيه كتاب خود را مىفريبد چنان كه با چيزهاى ديگر فريب مىدهد و خداوند ياد آور مىشود كه اين خدعه سراب است و تنها چيزى كه مىماند عمل اوست.
فاستقم كما امرت
[١١٢] چرا انسانها در دنيا اختلاف مىكنند؟
زيرا آدمى به حدود و حقوق خود خرسند نيست بلكه مىخواهد از حدود تجاوز و به حقوق ديگران تعدّى كند. شخص متجاوز با تجاوز خود ارزشهاى الهى را كه بر سر راه او هستند از ميان مىبرد و آنها را بر حسب تمايلات خود تفسير مىكند تا ارزشهاى الهى را جزء معاملات فاسد خود قرار دهد. از اين رو بسيار سخت است كه كسى درباره تفسير كلام آسمانى بر حسب خواهشهاى نفسانى با نفس خود مبارزه كند و در خطّ «كتاب» بايستد و خود را با معيارهاى آن تطبيق دهد.
قرآن قاطعانه بر اين حقيقت تأكيد مىگذارد.
فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ- همان گونه كه فرمان داده شدهاى استقامت كن.» پيامبر به بركت عصمت الهى و حسن توكّل استقامت مىكند. مؤمنان در اين باره با دشواريهايى رو به رو مىشوند كه آنان را از راهشان منحرف مىكند، امّا فورا به سوى خدا باز مىگردند و استقامت مىورزند.