شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٨٥ - يافتن شاه باز را به خانه كمپير زن
در اين معنى ميبدى را تعبيرى لطيف است در تفسير «سُبحانَ الَّذِى أَسرَى بِعَبْدِهِ»:
ديگر معنى آن است كه تا كرامت مصطفى و شرف وى بر خلق عالم جلوه كند و تا عالميان بدانند كه مقام وى مقام ربودگان است بر بساط صحبت، نه مقام روندگان در منزل خدمت ... نبينى كه موسى را گفت: «جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا» و مصطفى را گفت: «أسرَى بِعَبْدِهِ» موسى آينده است به خويشتن رونده، محمد ٦ برده است از خود ربوده.
(لطايفى از قرآن كريم، ص ١٨٥)
|
گفت يا موسى بد آن بنمودمت |
راه آن خلوت بد آن بگشودمت |
|
|
كه تو ز آن دورى در اين دور اى كليم |
پا بكش زيرا دراز است اين گليم |
|
|
من كريمم نان نمايم بنده را |
تا بگرياند طمع آن زنده را |
|
|
بينى طفلى بمالد مادرى |
تا شود بيدار و وا جويد خورى |
|
|
كو گرسنه خفته باشد بىخبر |
و آن دو پستان مىخلد زو بهر در |
|
|
كُنتُ كَنزاً رَحمَةً مَخفِيَّةً |
فَأبتَعَثتُ امَّةً مَهدِيَّةً |
|
ب ٣٦٢- ٣٥٧ پا كشيدن: به معنى دراز كردن پا آمده است:
|
مجوى آن چت آرد سرانجام بيم |
مكش پاى از اندازه بيش از گليم |
|
(اسدى، به نقل از امثال و حكم)
|
مجو بالاتر از دوران خود پاى |
مكش بيش از گليم خويشتن پاى |
|
(نظامى، خسرو و شيرين، ص ١٨٧) نيز به معنى واپس رفتن و عقب كشيدن:
|
چون كه نزد چاه آمد شير ديد |
كز ره آن خرگوش ماند و پا كشيد |
|
١٢٦٣/ ١ پا كشيدن در اين بيت به كدام معنى به كار رفته است؟ انقروى در معنى بيت نويسد: «تو از آن دور بعيد و دورى اى كليم پا بكش و اين اميد را در خود قطع كن زيرا گليم دور احمدى دراز است.» (شرح كبير انقروى، جزء اول از دفتر دوم، ص ١٤٣) مؤلف المنهج القوى نيز تقريباً بيت را همين گونه معنى كرده است.
چنان كه مىبينيم آنان «پا كشيدن» را به معنى «جمع كردن» گرفتهاند. اما اين معنى