شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٨٥ - به راه كردن شاه يكى را از آن دو غلام و از اين ديگر پرسيدن
و تا آن درجه در ستايش دوست مىكوشد كه گويد وى جان خود را نيز در راه دوستى مىدهد كه «أَلجُودُ بِالنَّفسِ أقصى غايةِ الجُودِ.» جوامردى (جوانمردى): بهتر است در نيم بيت نخست «ياء» حاصل مصدر و در نيم بيت دوم «ياء» وحدت گرفته شود.
|
صد هزاران جان خدا كرده پديد |
چه جوامردى بود كآن را نديد؟ |
|
|
ور بديدى كى به جان بُخلش بُدى |
بهر يك جان كى چنين غمگين شدى |
|
|
بر لب جو بُخلِ آب آن را بود |
كو ز جوى آب نابينا بود |
|
|
گفت پيغمبر كه هر كه از يقين |
داند او پاداش خود در يوم دين |
|
|
كه يكى را دَه عوض مىآيدش |
هر زمان جودى دگرگون زايدش |
|
ب ٨٩٢- ٨٨٨ صد هزاران جان: استعارت از رتبتها و درجتهاى عالى است كه خدا براى شهيدان مقرر داشته كه «فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ: شادند بدان چه خدا به آنان داده است از فصل خود و بشارت مىدهند به آنان كه بدانها نپيوستهاند.» (آل عمران، ١٧٠) و نيز حديث «إنَّ فِى الجَنَّةِ مائةَ دَرَجَةٍ أعَدَّهَا اللَّهُ لِلمُجاهِدينَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ ما بَينَ الدَّرَجَتَينِ كَما بَينَ السَّماءِ وَ الأَرضِ: در بهشت صد درجه است كه خدا براى مجاهدان در راه خدا آماده ساخته ما بين هر درجه و درجه ديگر مانند مسافت آسمان و زمين است.» (كنز العمال، ج ١٤، حديث ٣٩٢٢١) گفت پيغمبر: مأخوذ است از حديث «مَن أيقَنَ بِالخَلَفِ جادَ بِالْعَطِيَّة» (احاديث مثنوى، ص ٥١)، و در نهج البلاغه (كلمات قصار: ١٣٨) اين فقره به امير مؤمنان (ع) منسوب است.
|
عاشقان را هر زمانى مُردنى است |
مردن عشّاق خود يك نوع نيست |
|
|
او دو صد جان دارد از جان هدى |
و آن دو صد را مىكند هر دم فدى |
|
|
هر يكى جان را ستاند ده بها |
از نُبى خوان عَشرةً أمثالها |
|
٣٨٣٦- ٣٨٣٤/ ٣ كه يكى را دَه عوض: مأخوذ است از آيه «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها.» (انعام، ١٦٠) به مناسبت نيم بيت اخير كه سخن از بذل جان در راه دوست بود، از دادن جان در راه خدا و پاداشهايى كه براى آن مقرر است ياد مىكند. آن جا كه جوانمردى جان را بىبها