شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٤٣ - شكايت كردن اهل زندان پيش وكيل قاضى از دست آن مفلس
پِگاه: صبح زود.
كم از: دست كم، اقلا.
اخراج: هزينه، مخارج (لغتنامه فارسى). اخراج كاه: پول خريدن كاه. (از جو گذشتم پولى را براى خريد كاه بده.) هوش تو كو؟: حَواست كجاست، چرا متوجه نيستى.
كسى در خانه نبودن: استعارت از تمكّن نداشتن. (بىپولم.) طبل: استعارت از بانگ و فرياد.
چرخِ سابعه: آسمان هفتم.
بد واقعه: حادثه بد، و مقصود داستان افلاس مرد است.
پس طمع ...: مضمون نيم بيت اخير مأخوذ است از حديث «حُبُّكَ الشَّيْءَ يُعمِى وَ يُصِمُّ.» (احاديث مثنوى، ص ٢٥) و نظير آن سخن مولى امير مؤمنان (ع) است: «الأمانِىُّ تُعمِى أعيُنَ البَصائِر.» (نهج البلاغه، كلمات قصار: ٢٧٥)
|
هست بر سمع و بصر مُهر خدا |
در حجت بس صورت است و بس صدا |
|
|
آن چه او خواهد رساند آن به چشم |
از جمال و از كمال و از كرشم |
|
|
و آن چه او خواهد رساند آن به گوش |
از سماع و از بشارت وز خروش |
|
|
كَون پُر چاره است هيچت چاره نى |
تا كه نگشايد خدايت روزنى |
|
|
گر چه تو هستى كنون غافل از آن |
وقت حاجت حق كند آن را عيان |
|
ب ٦٨٠- ٦٧٦ هست بر سَمع و بَصر ...: مأخوذ است از آيه «خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ:» مهر نهاده است خدا بر دلهاشان و بر گوشهاشان، و بر ديدههاشان پرده است.» (بقره، ٧) حُجُب: جمع حجاب: پرده.
بَس: (قيد كثرت) بسيار.
كَرَشم: كِرِشمَه: اشارت چشم و ابرو، غمزه.
دلهاى آدميان در اثر گناه تاريك مىگردد و در حجابى مىرود، و بود كه اين حجاب با روى آوردن به خدا و آمرزش خواستن از او بر طرف شود. چنين حجاب را